دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
همیشه همینطور بوده . به پایان هر چیزی که میرسیم بی رمق میشویم و پای رفتن لنگ میشود انگار .
ته پایانی سال . پایان ترم . پایان زندگی و...و...و...
همیشه در بازگشت مجدد هیچ چیزی عوض نمیشود . من باشم یا نباشم این زندگی جاریست و خورشید همیشگی . هفته ها هم ایضا .
تقویم یک قرار داد تاریخی هست برای نظم بخشیدن و بس آن هم برای آدمیان که زندگی محدود و فنا پذیری دارند
فی الواقع جایی که پایان هست یک نقطه شروع  نام میگیرد .
مثل پایان سال . پاین ماه یا اتمام هفته !
خب نود شش هم تمام شد و نود هفت اوج گرفت آن هم با حول حالنا . چه شد ؟ تکرار مکرر یک زندگی بی ثمر ...
فقط به نقطه هایی از زندگی میرسیم که دلمان خوش میشود انگار . بهبود بیماری  . افزونی رزقی ..
، استجابت دعایی، همان دعایی که مادر سر سجاده میکند و تو حواست هم نیست که اگر خوب گوش دهی چه دعایی بالاتر و والاتر از سلامتی و خوشبختی ؟


پی نوشت :
شاعر میفرماید :سراپا اگر زرد و پژمرده ایم، ولی دل به پاییز نسپرده ایم
و دلارام میگه : اقا جان من همین بهار پر و گل و تابستان سبز شما از یمن حضور سرما و باران و برف پاییز زمستان است .
بی شک اگر نام های قرار دادی زمستان با بهار عوض میشود خیلی ها از بهار متنفر بودن .


و اینسان چون گلدان خالی لب پنجره لبریز از خاطرات ترک خورده !



ارسال نظر امکان پذیر نمی باشد



ادامه مطلب

طبقه بندی: واگویه ، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1397/01/21 توسط دل آرام
یاد ندارم سالی که تحولیش را کنار پدر نبوده باشم ...همیشه دیدار ها و دست بوسی پدر رکن اساسی آغاز بهارمان بود گمان میکردم این ماجرا سالهای سال اداامه خواهد داشت اما پایان گرفت چون من  چون تو و چون ما و ماهای دیگر که روزی اسمشان را از روی پرونده های باز نشست شده از زندگی خواهند خواند..به همین دلیل است که میگویم خسته ام از این همه جاده های امن و راه تخت...
پدر !
میروی برو ولی به من بگو راه این سفر کجاست . به من بگو چرا راه این سفر در نقشه ها گم است .. چرا ؟ برو ولی بجز دلت هیچ مبر ! از سفر که آمدی ، راه این سفر برای من بیار ....

پانوشت :
قول دادم که بیارمت .. وفا کردم به عهدم ... دیر شد ! اما شد
کاش هوا گرم نشود ! من قول گردش در باغستان بکر بهاری را به تو داده بودم ! کاش هوا گرم نشود .. دلم خواهد گرفت ...

ته نوشت :

سال جدید را به تمام دوستان و بزرگوارن تبریک عرض نموده . امید دارم سال 7 سال زیبا و بیاد ماندنی که سرشار از خاطرات شرین است
برایشان رقم بخورد

بار الهی هر آنچه عزیزان در حق من از تو طلب دارند دو برابرش را برایشان ارزانی دار - آمین



http://cdn-tehran.wisgoon.com/dlir-s3/10531490878224917436.jpg



لی لای سبزم ... یادت همیشه سبز که لابلای درد دلت گفتی :

سر سفره تحویل جای خالی رفته ها با هیچ چیزی پر نمی شود و برای اندوه بازمانده ها نهایتی نیست. عید برای کسایی که بیمار دارند غم انگیز است. در نوروز وقاحت فقر غیرقابل تحمل تر است.در عید زندانی ها زندانی ترند، سربازها سربازترند و تنهاها تنهاترند..
مثل ظهر تابستان، در عید اشیا عریان ترند و بی سایه تر .عید به همه چیز رنگ تندی می زند. و من این وجه از عید را دوست ندارم...


***
سال کهنه را بی حضور گرم پدرم تحویل دادم . چه حزن وهم انگیز و عمیقی . آرام خوابیده . تنها در سکوت و تاریکی نمناک ...
و چه دلگیر و غم آلودم این لحظه . چه حجم توفنده ای دارد این نبودنت ...




ادامه مطلب

طبقه بندی: واگویه ، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1397/01/1 توسط دل آرام
رفتی و گفتی که هجران بگذرد
غم مخور دوران حرمان بگذرد
 
«می روی و گریه می آید مرا
ساعتی بنشین که باران بگذرد»
 
سینه ام شد شرحه شرحه از فراق
شرح صدری ده غم آسان بگذرد
 
می روی دامن کشان و می رود
از تن رنجور من جان بگذرد
 
چشمهایم پر یم و طوفانی است
ناخدا صبری که طوفان بگذرد
 
خاطراتم همسفر با خاطرت
تا از این ذهن پریشان بگذرد
 
سوی من باز آی و لختی رخ مپوش
شاید این بغض از من این سان بگذرد
     

م.نقی پورفر

************

در تو پایان نیست آغازی دگر باید تورا



http://s9.picofile.com/file/8322010168/IMG_20180313_233853_047.jpg


ادامه مطلب

طبقه بندی: واگویه ، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1396/12/27 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک