دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
با گوش خود موسیقی گوش فرا ده  و با چشمانت نقاشی نگاه کن و به چیز دیگری فکر نکن !
یک پرسش از خود بپرس
که آیا این کار تو را به قدم زدن در دنیای جدید و ناشناخته وارد کرده ؟
اگر پاسخت مثبت است
پس دیگر چه چیـــــــز میخواهی ؟ !


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1398/06/27 توسط دل آرام
آه خدای من سیبها که افتادن و برگها که رو به زردی دارند..
انارها میرسند و ابدار میشوند ...
بروید چترها را بیاورید که باران ِ پاییز سرد  در شرف بارش است ..
آی ی ی  سلطان فصل ها .. چقدر غمگینی تو !


پی نوشت :
رد برگهای زرد را بگیر و برو مسافر ... ردی که انتهایش به سرنوشت میرسد !


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1398/06/22 توسط دل آرام
جغرافیای دنیا را دانستن چه سودی دارد،
اگر خودت را از بر نباشی...
كاش كسی جایِ نشان دادنِ مرز كشور های همسایه و دور از دسترس،
جغرافیایِ خودمان را یادمان میداد!
شاید كمتر میشدند انسان هایی گم شده در خود،
بریده از زمین و ناامید از آسمان!
شاید كمتر میشد این دردِ منزجر كننده ی در پیِ هراسِ گم بودن و گمشده ماندن و پیدا نشدن...
كه امان میبرد این درد...
كه جان میگیرد این ترس...

نویسنده : ؟


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1398/06/19 توسط دل آرام
موضوعات روزمره دل ادمی را گاه به فراموشی میسپارد .. دل در کار و کش و قوس با خویشتن در مواجهه با حواشی ها و آدمیزادگان . که جمله جمع میشوند برای نگارشی برتر ....اما این روزهایم را مشغولی های دیگری دارم . چند سفارش مینا دارم و دو تا چرم .و برای خودم کاری رو به اتمام .
در کنار اینها مهمانان عزیزی دارم که آمده اند تا شهریور را در کنارشان سرمست باشم.

راستی گفته بودم ؟ فصل انار نزدیک است .

*****
 اصن با وجود اینکه سالهاست از آخرین باری که مدرسه رفتم میگذره اما بازم ترانه باز آمد بوی ماه مدرسه رو که میشنوم
از شدت استرس تشنج میکنم...


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1398/06/14 توسط دل آرام
به گاهشمار داثر و مزمن که نیک نگریستم  هفتمین امشاسپند جهان را رخت بر بسته جستم
و عجب که سر به کار دنیا گماشته و غفلت از سفر یار دیرین مانده ایم
که حقا ماریفنج اگرت دی بگزید نوبت افعی ست امروز ...
که در این دیر فرو خورده به فم الافعیِ زمان ، یار است که به کنار و می به بر و عشق به کف ... که حال را در یافته ایم به دامان پر گل و امنیت سترگ در سینه
فراخ و مشاط دلیرش.. تا باد چنین بادا

******
نگارش به قلم دلارام در برج سنبله به سنه 98 شمسی .. گاهشمار 13:15 نی مروز....

پی نوشت :
که سربسته نگاری ملوکانه بود تقدیم حضور همایون تاب دردانه کنج دنج باطن شیدا و خاطر  مفتون..

همتا فرغ همسر جان


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1398/06/8 توسط دل آرام
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1398/06/8 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک