دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
یادتون بمونه از این برهه از زندگی جان سالم بدر بردین
اگر نذر کردین که سالم بمانید
نذرتان را به بیمارستانها بدهید برای خرید تجیزات پیشرفته پزشکی به پزشکان و پرستارانی بدهید که در این
بحران از جان و دل مایه گذاشتند
دیگر نذرتان را هدر امامزاده ها نکنید که به عینه دیدید در این بحران امامزاده ها بسته شد و هیچ آخوندی برای نجات کسی
قدم به بیمارستانی نگذاشت که هیچ بلکم با فتوای قرنطینه نکردن شهری آلوده باعث انتشار آن به کل کشور شدند
خود به چشم دیدین که تمام آخوندها در قصرهای محصور شده خویش قرنطینه شدند چون غم نان ندارند. غم شرمساری از زن و فرزند ندارند.
نذرتان را به پدری بدهید که هنوز هم با تمام استرس و ترس برای خاطر لقمه نانی کنار خیابان تا پاسی از شب ملتماسانه ایستاده بود
تا بلکم کسی به عنوان کارگری روز مزد
بپذیردش!ولو برای کاری یک روزه  ( دیدم که می نویسم )

یادم بماند اگر نذری کردم آن را به بیمارستانی اهدا کنم ! -
هرچند ما ملتی خمار و خواب آلود و خواب زده ایم. ملتی فراموشکار و بی حافظه ...

اما این بار یادمان بماند آنچه کیلویی هجده هزار بود و به خاطر تحریم خرید شد پنج هزار پس بعد بحران هم میتوان مدیریت کرد ...

و به قول دوست خوبمان احسان .. انقدر نگویید که دلملن برای قبل این بحران تنگ شده .. مگر قبل این بحران چه دلخوشی زیبایی داشتیم
که دلتنگ آن روزها باشیم.
تحریم های نفس گیر - گرانی های کمر شکن  - کشتار - خطاهای انسانی و.. و.. و.. واقعا یادمان رفته ؟



پی نوشت :

نقل قول :پدری را دیدم در میان سطل زبانه دنبال تکه نانی میگشت . مکث کردم ! نتوانستم به او بگویم ... نتوانستم بگویم !!!
و من نتوانستم بگویم وزیر جوان اعلام کرده است در خانه بمانید 100 گیگ اینترنت رایگان خواهد داد... ( نتوانستم بگویم )



ته نوشت : و این یادم خواهد ماند که حجت الاسلاام چی چی اعلام فرمودند در مواجهه با بیماری اگر چنانچه یک تخت حاضر باشد ان یک تخت را به یک روحانی بدهند تا یک فرد عادی ( تا اینجا که هیچ روحانی ارجمندی (!) نه بیمار گشته نه خدای ناکرده جانی تسلیم فرموده ..
مباد و مبود که پایه داران اسلام را گزندی نیایدد  ..مباددددد مبوددد


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1398/12/23 توسط دل آرام
دوستان قدیمی وبلاگ احتمالا یادشون بیاد که دلارام در پست های قدیمی در خصوص دید و بازدید عید سخت معترض بود و در صدد ایجاد کمپین
نه به بازدید و مجدد دید و باز باز دید و از این جور چیزها

چند سالی گذشت تا موجودی نامریی و سخت موذی جای خالی کل امضا ها رو پر کرد . درسته که یک سالی از عمرمان را در آرامشی بسر میبریم از این در کوفتن های مدام و مدام
که پیشتر به خاطر بزرگ خاندان بودن پدرم و مورد احترام بودنش در میان دوستان و همسایه ها بود..
حال امسال نه پدری هست که فردی از افراد خانواده موظف به دیدنش باشد یا دوستی عزیزی خود را مکلف بداند که راه منزل مان را بپوید ...
شاید این مورد را به پند و اندرز دوستان اهل دل و دین توانست پذیرفت و باور کرد که آری مقوله مرگ حق است و پدر در آرامشی عمیق ...
اما این موجود نامریی سخت موذی چنان قدرتی را داشت که حتی خانه خداا را هم خالی از سکنه نمود .. مهمانان عید که جای خود  دارد . را نه میتوان هضم کرد و نه درک !
در هاله ای از ابهام و مه به شکلی عجیب در گذریم.
یاد یک سری فیلم های هالیودی می افتی ..
و... بگذریم که حالی برای نوشتن نیست و همین چند سطر بدون هیچ بازخوانی و ویرایش و هر چیز دیگری پست خواهد شد..

امید که این روزهای سخت پر اضطراب به نیکی سپری شود .. برای همه همه همه ....



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1398/12/19 توسط دل آرام
امروز چهارم اسفند ماه 1398 روزی خاصی برای من محسوب میشه چرایی این خاص بودن مهم نیست .
مهم یادداشتی هیت که فعلا میخواهم بماند تا بعد در موردش قلمی بفرسایم ..
فعلا تا همین حد بدونید کافیه دوستان
این روزها سخت درگیر و تلاش و دوندگی ام...
بر میگردم..

ها تولد هم برام گرفتن کادو هم دریافت کردم تصاویر در آرشیو هستن رونمایی خواهد شد به وقتی نیک و سعد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1398/12/4 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک