دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
آدمها همدیگر را پیدا میکنند
از فاصله های خیــــــــلی دور
از تـــــه نسبت های نداشته !
انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند .
میشوند همدم - میشوند دوست - میشوند رفیق اصلا میشوند جانِ شیــریـــن ...
درست مینشینند زوی طاقچه دل هم
حرفهایشان یک جور خوبی دلنشین است
دل برای خنده هایشان ضعف میرود
اصلا بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند
هی همدیگر را مرور میکنند و مدام با بهانه های گوناگون گوش به زنگ امدن هم هستند ...

پی نوشت :
عشق ناب من . محمد رضای عزیزم .. ممنونم ازت .

http://s9.picofile.com/file/8352435500/bahman_97.jpg

http://s8.picofile.com/file/8352437268/IMG_20190216_130948_382.jpg



http://s9.picofile.com/file/8352435576/delaram97.jpg


http://s8.picofile.com/file/8352436276/IMG_20190216_122015_172.jpg







http://s8.picofile.com/file/8352436242/IMG_20190216_122017_978.jpg


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1397/11/27 توسط دل آرام
قبلا در یک پست کمپین نه به دید و بازدید عیدانه راه انداخته بودم..

با دلیلی محکمه پسند

لذا خرید های دم عیدی رو اضافه کنید بهش ..هیچ چیز برای من دلارام مسخره تر از دیدن بازار شلوغ و درهم نزدیک عید نیست ..
آدمهای بی هدف صرفا جهت خرید آنچه که میتوانسند در طول سال خریداری کنند...

این جمله رو شما داخل پارانتز نگه دارید ... چون مطلب زیاد است و در حال حاضر وقت اندک ! و حوصله ام آلارام اتمام میدهد .


ضمنا تولد امسال من با یک رخدادی مصادف شد ... باید ببینم چه میشود ..


آها یادم رفت بگم .. امروز شلوغ ترین جایی که  مردم واقعا قصدخرید داشتن و خریدشان نه ربطی به عیدانه دادر و نه گرانی میشناسد ،  در شهر به چشم میخورد  دارو خانه ها کلینک ها بود !


پست همینجوری نوشت و بی حوصله ای ...


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1397/11/25 توسط دل آرام
در حال شمارش ارتعاشی ممتد هستم در سایش سطحی زبر
بیگانه های ترحم انگیز ..آشنایان سر در گم .. لجاجت های لجام گسیخته  مغز پر تلاطم . نگاه میکنم صفحات پر از تمنی و خواهش را ..
جنبشی هراس انگیز لابلای طنین امواج در مغزم تکانه میخورد .. و خلسه های ممتد از محو مفاهیم  گم شده در عمق کلام  ! و سکوت چونان فاحشه ای منفعل از فعلیت فریاد !
برایت داستان خواهم سرود از تناقض دنیا ... تناقضی اشکار بین مرگ و زندگی ... و تظاهر به لبخند زمانی که درد اشکار ترین حس پیرامون ماست .
 داستانی از تحمل سردی سکون در تشدید انفعال لحظاتی مه تورا در بر میگیرند ! نه برای انجماد که به اوج سوختن رساندن !!!
استفاده از ابزار برای تبدیل خود به ابزار  ..
هه! بگذار داستانی شیوا تر بگویم .. که من زبانی گنگ دارم از شدت گوش بودن و نهانی هماره پوچ در عیانی همواره فریبنده ...!

تناقض زندگی در آغاز تراژدی .. میدانی تراژدی از کجا آغاز میشود ؟

از جایی که آدمیزاد این موجود متعفن فراری از ذات خویش بجای پذیرفتن اشتباهش کوشش میکند ایرادات را در واژه مصلوبِ منطق به تهوع آور ترین شکل ممکن
مزین کند بلکم کور سویی باشد برای گریز ! و نهان
و تراژدی از برآورد نکردن تمنا های کاملا بر حق و بسیار اندک یک همراه است لذا تراژدی ها همه به شکل منفور و کثیف یک دروغ و یا خیانت ظاهر نمیشود
که فرو ریختن بهمن ِ سرد بی تفاوتی و عصیان تراژیک ترین قسمت پایانی یک داستان است ...


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/11/19 توسط دل آرام
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1397/11/13 توسط دل آرام
.




ز کوی بلاکشان آمدم
بگو رفته ای کجا ساقی
درمیخانه چرا بسته ای
که غم میکشد مرا ساقی
............
برفتم که تا به جانان رسم
رسیدم به جان ز تنهایی
کنون در پناه تو آمدم
کجا رفته ای بیا ساقی
...........
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم
که خون صبو بریزم



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1397/11/10 توسط دل آرام
دیرگاهیست که مرگ در سکوت مسئله ساز است .. می بینی ؟
حتی از مرگ هم سوژه می سازند .. مرده ها هم مدفون بازی زندگان هستند ..
انگار همه به این وضع عادت کرده ان


پی نوشت :
فعلا همین مونولوگ رو داشته باشید تا خیالتان آسوده بماند که زنده ام کماکان ... و نفس میکشم !

پی نوشت 2 :
درگیر یک سری کارها و مسائلم ... در اصطلاح غیر فقهی بهش میگویند چاله چوله های زندگی !

پی نوشت 3:
بر میگردم ! - به زودی


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1397/11/9 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک