دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!



پانگار :
میترا فرشته راستی و عهد و پیمان ، که الهه عشق است
طبق باور های باستانی میترا در شب یلدا متولد می شود
یلدا واژه سریانی که معنی زایش و تولد را می دهد !



* هندوانه مظهر شیرینی و تراوت سرخی و یاد آور حرارت تابستان  
*انار مظهر اجتماع متحد و همبستگی و مهر ، زایش و اجتماع        
* هویح مظهر سلامتی و تندرستی                                           






ابوریحان بیرونی از یلدا به عنوان جشن نود روز یاد كرده است. جشن‌هایی كه در این شب برگزار                                                  
 می‌شود،یك آیین باستانی است  .                                                                                                                  
                                             



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1394/09/28 توسط دل آرام
واژه های معترف در هر کلام و سخن زایش تفکر و ذهن آدمی ست که می اندیشم حیوانات با زبان و منطق خود فکر میکنند  و باهم ارتباط برقرا رمیکنند . آدمیان هم به شیوه و سبک و قرار دادهای مطروحه خویش
اما خب نوشتار متفاوت از گویش باید باشد . من میتوانم در سرزمینی غیر از اینجا باشم و با زبان آن منطقه سخن بگویم و سیر و سلوک پذیرفته آنها را طی طریق نمایم. اما در نوشتن میتوانم تفکرات واقعی خویش را ترسیم کنم و یا حتی می توانم به زبانهای دیگر نیز ارتباط بر قرار کنم با دنیای فراتر از آن خطی که دور من احاطه شده


****
گاهی روح  آدمی درد می گیرد تا حد شکستن !
لطفا ناخنت را روی میز نکشن .. من تحمل جیغ اجسام جامد بی جان را ندارم. روانم را خراش می دهی !







ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1394/09/25 توسط دل آرام
جلوه توصیفات این روزهایمان نقوش کم دوام سطح آب هستند که سریع محو می گردند و چیزی از آن باقی نمی ماند . جز خاطره که زمان را ثبت می کند و رخصت فراموشی و انکار را سلب می کند
اما این هم یک مغالطه است که حضور ما در این دقیقه اگر خاطره ای محسوب شود که بی مفهوم نیست ، پس ما یک مشاهده ایم و دسترسی به آنچه که حضوری و وجودی ندارد. ما همه جلوه گر خلاء یی هستیم که خود منکر آنیم..
بیگانه با خودی که حماسه بیگانگی می سراییم و آلیاژی لبریز از ضدّیت..



***
تو ! انسان مدرن معاصر ! تو نخواهی توانست در مورد مرگ سخنی بگویی چرا که در تحلیل زندگی نیز در مانده ای
شاید به همین دلیل است که زندگی ات را نیازمند معابد و مکان های آکادمیک ذهبی هستی و آخرتت را هم وابسته به حضور  آخوندکهای  غرق شده در منجلاب
چه کسی در مانده تر از من ؟
که مدام به پرنده ها بنگرم و با خود بگویم .. هی ! دل آرام ببین ! ببین بالها چگونه جاذبه زمین را به سخره می گیرند ؟ و آیا آدمی دو بال داشته باشد می تواند روحش را اینچنین رها کند در آسمان بی انتهای ذهن ؟ و به خود که می آییم میبینم من ِ ادمیزاد مدام در حال سقوطم و هیچ فرصتی برای اندیشیده به اوج نداشته ام


پانوشت :

کاش کسی باشد که تفنگی را روی شقیقه ام قرار دهد و فریاد بزند خفه شو ! فریاد می زد حرکتی نکن ! فکر نکن ! کاری نکن ! یک فرمان توقف و..... ماشه را می کشید !
گلوله های زیادی به شقیقه ام بدهکارم... هه!



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1394/09/20 توسط دل آرام
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1394/09/18 توسط دل آرام

صوفی را گفتند: که سیلی نقد خواهی یا دیناری به نسیه ؟
گفت : بزن و بگذر !
نعمتیست در گذر ! بترسید از درد و دریغ و فوات این نعمت !

"مقالات شمس"


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1394/09/18 توسط دل آرام
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1394/09/18 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک