دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
تند نگاه میکنی و چشمانم از شرم رو برمیگردانند.. پی در پی پرسش و پرسش اما بی پاسخ .

چیزی شبیه به پتک بر فرق احساس ، درمانده و عاصی فکر میکنی که باید بگریزی . از این

نجواهای گیج کننده مغز که مانند زالو چسبیده اند به رگ احساست . حماقت است که

نعره های کر کننده - زندگی زیباست را شنیدن و لبخندِ تمسخر بار زدن ! تمسخر بار از این

جهت که تنها تفاله باقی مانده از این تغزل های متعفن تکرار رنج وماندگاری تمدنهای مضحک

ودست بریده از زمان است به گیوتین ارزش و باور ! ... مگر آدمیزاد چیست ؟ هیچ ... هیچ ...

جز پسمانده ای از تراوشات یک تفکر معیوب که به دنبال خدا شدن است و مردابهای ذهنش را

با واژه های ایسم بالا می آورد . عادت دارد تصور جاودانگی اش را با رفتارهای مادی خویش

پیوند بزند و در ناخود آکاه ضمیر نفرین شده اش خدایی باشد برای خویشتن و خدایی کند !

و مرگ پایان این  توهم است ...

زنده باد مرگ که. می‌زداید توهمات را در میان شکافت تفکرات..

باید از این دایره جهنمی گریخت ... چارتهای نظم و کلونی های شهرت و ثروت دغدغه های

مسخره تن ، ورود در تیزابه های مازوخیسم و باورهای سادیستیک  - نـــه!! -

اینها هم نیست که رمز آرامشِ قرار ، در آمیختنِ قناعت در فهم اطراف به مقداری تخیل نیستی !

و پذیرش جهل و سیگار خشم را به ریه های اندوخته فرو بردن و دود کردن .. بالا آوردن تمامی

باورها و زدن به وادی جنون برای رهایی از مرگ ...

پی نوشت 1  :

 تمامی اندهم را به عروسکی خواهم فروخت - اینجا جای ماندن نیست ...


پی نوشت 2 :
هی دل آرام ! در این اتوپیای لجن مال شده در انزوای یک تنهایی خواهی پوسید ... تو بیگانه ای ..

تو در جوهر و سر رشته کلام کامو خلق شدی ، نقش آفریده ، خوانده شدی و تمام گشتی !







ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1394/05/24 توسط دل آرام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/05/22 توسط دل آرام
هانی : دل آرام ؟ اگر زمانی از تو بخواهند چیزی غیر از الانت باشی دوست داری به چه چیزی

 تبدیل شوی ؟

دل ارام : یک مار! به همان اندازه زیبا و هوشیار ، به همان قدر سحر آمیز  و همان مقدار وهم انگیز !

هانی : هممم یادم نبود تو مار ها رو دوست داری !

دل آرام : میدانی قانون دنیای وحش چیه ؟

یا شکار میشوی ، یا شکار میکنی ! مابقی تمام حرف است و حدیث !

خجسته مارها هستند که جز جنبندگان را نمیبینند ! شکارش را میبیند و حمله میکند .

شکارچی اش هم اگراشتباه بجنبد کارش تمام است مگر آنکه بنشیند به انتظار و از پشت حمله کند.

البته  تقدیر شایسته و
شجاعانه ایست برای جنگاوری ، اگرکه کسی جرأت نکند رو در رو با او کارزار کند...

***

هانی :کی میای؟ 

دل آرام :شاید هیچوقت! 








ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1394/05/21 توسط دل آرام
به مویی بسته صبرم ، نغمه ی تارست پنداری
دلم از هیچ می رنجد ، دل یارست پنداری

به تحریك نسیمی خاطرم آشفته می گردد
به خود رایی سر زلفین دلدارست پنداری


نه پندم می دهد سودی ، نه كارم راست بهبودی
دلی دارم كه هر امسال او پارست پنداری


ننوشم تا قدح برمن دری از غیب نگشاید
كلید روزنم در دست خمّا رست پنداری


چنانم با سر زلف صنم سر رشته محكم شد
كه رگ های تنم پیوند زنّارست پنداری


به نوعی طعن مردم را هدف گشتم كه دامانم
زسنگ كودكان دامان كهسارست پنداری

 
فلك را دیده ها بر هم نمی آید شب از كینم
چنان هشیار می خوابد كه بیدارست پنداری

 
غم خونخوار نوعی در قفای جانم افتاده
كه اورا در جهان بامن همین كارست پنداری


" نظیری " بوالعجب شیرین ونازك نكته می آری
تو را شكر به خرمن ، گل به خروارست پنداری
 

مولانا نظیری نیشابوری


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1394/05/20 توسط دل آرام
توی بازار کمی چرخ بزنی و موشکافانه به اطراف نگاه کنی متوجه موضوع جالبی میشوی !

ویترین ها ، آینه ها و تکثیرها ...

آینه هایی که منطق شان تکثیر و گاه بزرگ نمایی ست ! و توفیری هم ندارد که روبروی این نشرِ

ویترینی، دو سه جفت شمعدان باشد یا شکلات خوری کریستال اصل یا بدل ! صِرف ، هرچه هست

تکرار شود و جلوه بفروشد.. و دیده فریبد . همین !

اما اصیل ها جایشان در بوفه و ویترین نیست برای تکثیر ، آنها به آیینه محتاج نیستند . بلکم بیزارِ

جلوه گری هم میشوند ... -  بهترین مصداق کلامم ..!

آیا دیده ای پشت عتیقه جات آنچه اصل اصیلش برای دیده شدن است ،نه برای فروش رفتن ...

یگانگی خویش را در جلوه گری و پراشیدگی ،در معرض تماشا بگذارد ؟ او برای فروش چیزی ندارد ..

اصالت که فروختنی نیست !

آدمیزاد هم همینگونه است .اصالت تنها چیزی هست که جز در پیرامونش تصویر دیگری ندارد ..

بی بدیل و تکرار ناشدنی ست .. بی رقیب و جاودانه !



پی نوشت :

از کیفیت پایین نگاره فاکتور ذهنی بگیرید  -  اصل باشگونه کلامِ تصاویر است و بس!


http://s6.picofile.com/file/8204706592/Photo_0067.jpg

http://s6.picofile.com/file/8204706284/Photo_0070.jpg




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/05/15 توسط دل آرام

حرف نزدن دلهر ه ای بود... و حرف زدن و درست فهمیده نشدن دلهره ای دیگر...


-   رومن رولان -




پی نوشت 1:

واگویه ای نو ، به زودی در همین صفحه .... و البته کمی تلخ و تند !



پی نوشت 2:

تمامی تصاویر منتخبم ،حرف دارند اگر رویشان بیاستید ، مانند واژه های کاربردی ام که درک عمقشان را مکث لازم است!








ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1394/05/10 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک