دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/11/29 توسط دل آرام








تنها گوزن زخمی ست که میداند حرف سرب از کدام سینه می آید..!

" م . روان شید "

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1394/11/26 توسط دل آرام
آدمهایی هستند که خیلی  وجود  دارند.
نمی گویم خوبند یا بد، چگالی ِ وجودشان بالاست.
اصلا یک  امضا  هستند برای خودشان!
افکار، حرف زدن، رفتار و هر جزئی از وجودشان امضادار است.
اینها به شدت  خودشان  هستند.
یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که!
در یک کلمه،  شارپ  هستند و یادت نمی رود هستن هایشان را،
بس که حضورشان پر رنگ است و غالبا هم خواستنی.
رد پا حک می کنند اینها روی دل و جانت،
بس که بَلدند  باشند…
این آدمها را هر وقت به تورت خورد، باید قدر بدانی …
دنیا پر از آن دیگریهای بی امضایی است،
که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است !



نویسنده .... ؟






ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1394/11/26 توسط دل آرام
متاهل هم که باشی .. پنجاه سال سن هم اگر داشته باشی .. بچه که نه بلکم نوه هم
داشته باشی ، در چشم والدین ات همان پنج ساله شیطون و نیازمند مراقبت هستی
و بس ... این را بعد از دریافت کیک تولدم فهمیدم...
***
شاید هم بسیار مدبرانه خواسته یک روزه بودن در چنین روزی رو یاد آوری کنه و
زحمتاتی که برای بزرگ شدن بهشون دادم.
یادمان باشد در پیش آنها زیاد از برتریت و مدرن بودن خودمان سخن نگوییم..



قرار بود مطلبی بنویسم .. در خصوص سالروز میلادم - نه اینی که الان میخوانید.
واقعیت امر اصلا باورم نشد وقتی که وبلاگم رو دیدم .. تمامی دوستان قدیمی ،
هم اتاقی های ایام دور ، دوستان آنلاین در تلگرام، وبلاگ...  پیامهای خصوصی شده
همه و همه بخصوص  تماس هایشان یاد آوردند که فراموش نشده ام .. کسانی که
اصلا باورم نمیشد. در چنین روزی تماس بگیرند و موجبات خرسندی و شادی ام شوند.
دوستانی که با هم قهر بودیم.  آنهایی که زمانی روی نیمکتی یار و همکلاس شدیم

..  از خداوند ممنونم بابت این همه مهربانی



http://s6.picofile.com/file/8238617768/DSC_0010.JPG



ممنونم از تمامی دوستان خوبی که امروزم رو پر خاطره و به یاد ماندنی کردند ...

و این هم دومین کیک تولدم .. در سال نود و چهار .



http://s6.picofile.com/file/8238716376/IMG_20160213_203641.jpg



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1394/11/24 توسط دل آرام
چگونه آغاز کنیم آنچه آغازی ندارد . و چگونه باید گفت از هر آنچه که هست و نیست !
چه دشوار است این جهان که نمیدانم و نمیدانم و نمیدانمش
چقدر باید توان  ذخیره کنم در پاهایم تا  بگریزم . چقدر باید هوا  حبس کنم  در سینه تا بتوانم
بی نفس و بی سکون بدوم. ازاین همه تیرگی و ظلمات تا بی انتهای دنج یک سکون آرام جایی
پیدا کنم.و تنها یک پاسخ دارم به چرایی هایم و آن دیواری ست نامرئی به سمت من از هر سو ...
دلبرک تنهای خویش مانده ام که این دانایی و نادانی آمیخته در هم از حس حضور مایه میگیرد که
مرا در خویش غوطه ور می سازد .این پوچی و مرگ است که مدام نجوا میکند که من نمیدانم که
هستم که مردگان هرگز نمیدانند مرده اند .که من آغاز میکنم مرگ آنی بی خویش را  ..
که نمیدانم چون باید پایان داد آنچه را که پایانی ندارد ..
آه از این دلتنگی های ناگزیر ِ گریز پای در عبور سهمناک و بهمن وار خویش - صاعقه ای است به
دشت بر درختی فرود آمده که خسته ای در زیرش پناه گرفته ..... این کائینات که به قهر است و
میچرخد که پیاپی  و مدام رنج بفشارد بر سیطره زندگی که آرامش گریز پایی ست خفته در
سرابی دور چون بودن در نبودنها و نبودنها در عدم چون پراکندگی یک تکثر ِ عقیم !



تاب دیدن چشم تر در مردمان دیده  من نیست . لختی باید آرام بگیرم. که من از اوج دلتنگی
روی نمناکی حرف می افتم. که در استیصال دستان مردد خویش بت حضورم را شکسته ام.
که آشتیاق سهمگینی در من برخاسته برای شنیدن واژه های خوب !





****
این فی البداهه پریش نویس شده باز نویسی ، بازبینی  خواهد شد !



..........................................................................................
 
پ.نوشت :


مهرداد گرامی پرسیدن چرا اینقدر غمگین .. نکند آنچه ساخته و پرداخته اید شکسته و یا ...
دل جوینده هنر غمگین نمیشود ... عارض به محضر مبارک بزرگوارانم که هرچقدر عمیق تر در عالم
هستی بنگری ، دررفتارها و کنش و باز کنش ها دقیق تر شوی ..امکان فرو رفتن در حزن عمیق هم
بیشتر می شود ! - میگذرد ، غمی نیست !



 

پانگاری ( عاریه گرفته از قلم استادان سخن )


گام اول برای خاموش كردن ذهن:

دست از قضاوت خود ودیگران بردارید ؛ ،سروصداهای ذهن كم میشود....


گام دوم برای خاموش كردن ذهن:

زاویه دید ونگرش خود راتغییربدهید و بگذار هرچه ازعالم هستی برای تو مقرر میشود گاهی بیخبر به جسم وجانت انتقال یابد....


گام سوم برای خاموش كردن ذهن:

بیخبر باش،سوال كردن را كناربگذار... برای خودت حریم داشته باش وبه حیات خلوت دیگران سرك نكش...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1394/11/20 توسط دل آرام
دوستی گرانقدر و گرامی .. همسایه مجازی و بزرگوار جناب دلسوخته عزیز متن جالبی رو برایم ارسال فرمودند با عنوان ( مانع پیشرفت)

در خور توجه و عمیق بود این نوشته که حیفم آمد در کامنتها مخفی بماند و خوانده نشود...
 که براستی این چند روز اخیر به تجربه این مانع رو در خویش زمانی دریافتم که موبایلم در اقدام انتحاری سبب حذف یک سری آپشن های مجازی ، با کلی گروه و متن و مطالب شد ...
مطالبی که  مشغول بودن به آنها گاهی وقت خواب  و یا کار روزانه رو به خود اختصاص میداد . و زمانی به خود می آمدم که میدیدم زمان زیادی صرف شده و کار مثبتی پیش برده نشده !
چند روز است نظم دوباره حاکم شده بر جو حقیقی های زندگی و نتیجه مثبت این انتحار دقیق و بجا در چند روز اخیر در همین پیج منتشر خواهد شد..
بلی ما گاهی ناخواسته مانع پیشرف های مثبت خویش هستیم.. ممنونم از دلسوخته گرامی



ارسالی

مانع پیشرفت
یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه ی بزرگی را در تابلوی اعلانات دیدند که روی ان نوشته بود : « دیروز کسی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود ، در گذشت . شما را به شرکت در مراسم یادبود که ساعت ده در سالن اجتماعات برگزار می شود ، دعوت می کنیم .» ابتدا ، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت شدند ، اما پس از مدتی کنجکاو شدند بدانند کسی که مانع پیشرفت انها در اداره می شد ، چه کسی بوده است . این کنجکاوی تقریبا تمام کارمندان را راس ساعت ده به سالن اجتماعات کشاند . رفته رفته که جمعیت زیاد می شد ، هیجان هم بالا می رفت . همه پیش خود فکر میکردند : « این فرد چه کسی بوده که مانع پیشرفت ما در اداره می شد ؟ اگر واقعا این طور بوده ، خوب شد که مرد ! » کارمندان در صفی قرار گرفتند و یکی یکی نزدیک تابوت می رفتند و وقتی به درون تابوت نگاه می کردند ، ناگهان خشکشان می زد و زبانشان بند می امد .
درون تابوت اینه ای قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه می کرد ، تصویر خود را می دید . نوشته ای نیز با این مضمون در کنار اینه بود : « تنها یک نفر وجود دارد که می تواند مانع رشد شما شود و او هم کسی نیست جز خود شما . شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی تان را متحول کنید . شما تنها کسی هستید که می توانید بر روی شادی ها ، تصورات و موفقیت هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسی هستید که می توانید به خودتان کمک کنید . زندگی شما وقتی که رئیستان ، دوستانتان ، والدینتان ، شریک زندگی تان یا محل کارتان تثییر می کند ، دستخوش تغییر نمی شود . زندگی شما فقط وقتی تغییر می کند که شما تغییر کنید ؛ باورهای محدود کننده ی خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسی هستید که مسئولیت زندگی تان را به عهده دارید . مهم ترین رابطه ای که در زندگی می توانید داشته باشید ، رابطه با خودتان است . خودتان را امتحان کنید . واظب خودتان باشید . از مشکلات ، غیر ممکن ها و چیزهای از دست داده نهراسید . خودتان و واقعیت های زندگی خودتان را بسازید . دنیا مثل اینه است ، بازتاب افکاری که فرد خیلی به انها اعتقاد دارد ، به او بر می گردد. تفاوت ها در روش نگاه کردن به زندگی است .»



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1394/11/17 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک