دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
درد دلی ست که از ته دلم می آید  زیر گلوم ، اما گیر می کند نوک زبانم ..

و توی دلم انگاری پیدا نیست مثل دانه های انار

تو چه می فهمی چه خون دلی می خورم تا فصل انار بیاید؟

حالا هی بگو انار کال می خری چه کار؟

نازنینم! من منتظر زمستانی هستم که بهارش به دنبال دارد..

و حکایت من و این انتظارمثنوی هفتاد من کاغذه..

بذار ساده تر بگم.. اصن این روزها قر و قنبیل های این دل ناماندگار بی درمان ،

احوالات نوستالژیک اش بد پیله شده


پ.نوشت:

به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد از شما چه پنهان "شراب ناسازگارم" اینجا هم

با من ساز نشد..




http://pic.photo-aks.com/photo/nature/fruit/large/wallpaper-anar-germez.jpg



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1392/07/21 توسط دل آرام
دیشب به کلوب اندر شدیم و در عوالم پیام رسانی و گیرندگی ظریفی آشنا چنین

پیامم داد : دل آراما دلکشا !

اخیرا مطالب به روز در وبلاگت نمی یابم .مباد آن دم به یبوست قلم دچار گشته باشی ..

و این شد که پا بر کلبه محقر خویش به اندیشه و تفکر نهاده و از شفیق ِ مهربانی

 راه چاره جستم .مرا به  طبیب حاذق  عیسی دمی رهنمونم ساخت و چنینم گفت :

 دستش شفاست و نَفَسش ضمانت بهبود!

 شفیق ِ مهربان راست می گفت. طبیب  سخت حاذق بود و به معاینتی تشخیص داد

خشکی ِ مزمن ِجوهر قلم اندر دستمان ،یا دکمه های کیبورد،ربطی به بد کاری

جهازهاضمه و سو کارکرد قشر خاکستری مان ندارد.فرمودند:

" عواطفت را سرکوب می کنی جانم . نکن! جاری که کنی احساساتت را ،این طبع ِ

یابست نیز دست به کار خواهد شد."

این شد که در وبلاگ محقرمان ،چادری به سر، روبندی به صورت ، تسبیح به دست گرفته

  روزی سه نوبه، به قرار هر بار چهل یک مرتبه خواندیم:

 "پنجرَه  نین میللری آی بری باخ بری باخ"

صبح ها در شور

عصر ها در پرده ی حزین

و شبها به عُشّاق


پ.نوشت 1:

 دیر اشنای دیرین !

اینها را گفتیم که بدانید روانی ِ طبع و لینت ِ قلم و اینکه .. از در وبلاگ  مُنفک نمی شویم

دیگر علت از کجاست!


پ.نوشت 2:

اکسیر شما اوغلانی یولدان اییللر حکیمااا ... مرحمت فرموده مارا مس بفرمایید!



ادامه مطلب

برچسب ها: اکـــسیــر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1392/07/8 توسط دل آرام

مطلبی درخور از خویشتن خویش برای عرض الحال هویدا نیست..

ایام و هفته کما فی السابق در آمد و شدند .. و زندگی در گذار این روزگار تکرار میشود.

هم در اندرونی .. هم در بیرونی ..!

لاکن این تکرار مکررات نا فرم اسباب کسالتمان گردیده و فی الواقع از همین روست

 که نوشتنمان نمی آید..


* هیچ پی نوشتی هم عارض نیست!

ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1392/07/5 توسط دل آرام
http://a1128.g.akamai.net/7/1128/497/0001/image.proflowers.com/is/image/ProvideCommerce/PF_13_00000000R100_VA0325_W1_PF



اکنون مرا بهار دل انگیز دیگری
               آورده است وعده پاییز دیگری

ویرانه های خانه من ایستاده اند
              چشم انتظار حمله چنگیز دیگری

تا مرگ یک پیاله فقط راه مانده است
              کی می رسد پیاله لبریز دیگری

آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک
              باقی نمانده از تن من چیز دیگری

تهران و تلخکامی من مانده است ! کاش
              تبریز دیگری و شکر ریز دیگری



"فاضل نظری "



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1392/07/4 توسط دل آرام

و کاش هرگز ندانی هوا چه بارانی است

نفس چه سنگین و کوچه‌ها چه بی‌ حادثه اند

و خانه زندانی که پشتِ زنگار پنجره اش

انتظار ماسیده

و کاش ندانی

تمام این سال ها مرگبارترین فصل‌ها پاییز بوده است

که بعد از تو

رو به جادها ی شمال،جنوب یا کوهستان که میروم

نه عطرِ دریا سرشار ترم می‌‌کند

نه بوییدن ساقه‌های برنج عاشق ترم

نه اندوهِ پر ابهتِ سبزِ جنگل ، شاعر ترم

و کاش هرگز ندانی

مشقتِ شب‌های بی‌ تو را مانوس شدن

مرگی ‌ست هزار باره ... محو شدنی غم انگیز

آرام آرام

بی‌ امان

و هزار باره


نام شاعر .. ؟
     

                                       



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1392/07/1 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک