دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!

چرا در تسخیر واژگان هستیم . همیشه در خلوت به خود گفته ام که باید به بند بکشم این

دانه دانه های کلمات را اما گاه در موقعیتی قرار میگیرم که ناگزیر از بیان یک سری مقولات

هستم و بعد هم نادم از ابرازشان . که من می مانم و دنیایی از سرزنش تنهایی ...

باید که سکوت را ترسیم کنم و سکوت را ترجمه که هر که مرا خواند زبان سکوت را در یابد

که به قول شاملوی بزرگ چهار حرفی خود لبرزی ناگفته هاست . که خود غریو رسای یک آتشِ

درون است در وانفسای انزوا !


گفته ها اگر هرز روند و بی قواعد در قاعده نوشتارشان ترسیم گردند اسباب پریش روحی

میشوند.لذا آدمی ناگزیر از بی کلامی ست که میل شدید به سخن گفتن از بدو تولد تا دم

مرگ همره آدمی ست که وا میدارت در نهایت بی اعتمادی به دیگران خود را مجاب به

همکلامی کنی که هر آنچه خواهد ماند صرفا تو را از خویشتن مرموزت رها خواهد ساخت .



****


+: سکوت شکستنی ست و هر آنچه شکستنی را باید روزی چند بار شکست


-: نه ! سكوت، هنر‌ نگفتن است آنجا كه زبان می‌تواند برای گفتن رازش در كام بچرخد...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1395/04/25 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک