دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
و باز دلم یک اتفاق ، یک اتفاق بسیار خوب میخواهد . از همان هایی که طعم شیرینش بماند
لای دندان آرامش ! دلم اتفاق خوب میخواهد درست آن لحظه که چشمانم را به تسبیحِ واژه ها
میدوزم و رعد خشمی میشوم که می تواند در آنیه ای از زمان خاکستر کند اما درون خویش
میکشمش که به تب غم آلود مبدل می شود .که تنها راهی که می یابم جمع و جور کردن سریع
وسایل است و یک خداحافظ و خسته نباشی گفتنی یخ و سپید! که میدانم وقتی خویش را مجاب
میکنم به تمکین در برابر سکوت و سکون و نرمش ! آنچه فرو میبلعم غبطه است . غبطه برای
تغییرات آشکاری که میان آدمیان رواج یافته اما به سمت و سوی منش بهتر نیست ... و افسوس
از اینکه غبن آدمی پیوسته به راه باریکه هایی منتهی می شود که نهایتش دلمردگی و تنهایی ست ..



پی نوشت :
حال و روز این روزها را تصویر نمی کنم البته نمیتوانم که تصویر کنم و تنها چیزی که میدانم این
است هرچه بیشتر در جمع حضور می بابی تنهایی را عمیق تر و نافذ تر و کاری تر احساس میکنی ...


پی نوشت 2:
صرفا خویش را نقد می کنم و خلاص ! که نیک واقفم بیهودگی حرف در بیهودگی عمل تفاوت
فاحشی دارد .. میتوان به آن سوی اندیشه نیز نگریست !


**
آیا گونه کودکی ، نوزادی را در خواب بوسیده ای ؟ دلم ارامش و لذت ان دم را میطلبد ! بیشک همه در عمرشان چنین لحظه نابی را تجربه کرده اند..



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1395/04/22 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک