دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
باید که زلال شد . چون صافی نه یک دُرد که فرصت رسوب ندهی به هر آنچه
کرکت می کند ! باید که بیرون کشید از لایه های درونی ذهن هر آنچه را که
پیچک وار می تند بر حجم استخوان روح و می فشاردش به آن اندازه که جان
می بخشد به زخم هجوم ! و بایست رها شد از خلسه ای که قد تمام آمد و
شدهاست که سهمش از آن تقلاها درد سنگین است که رد میشود اما چیزی
درونت باقی میگذارد . چونان چراغ روشن پیاده رو از پشت شیشه مه آلودِ
یک ماشین .
 که تو عبور میکنی ، نور امتداد می یابد اما چشمت را احاطه میکند..
مهم نیست اگر چیزی دریافت نشود از این چند سطر. یک پیام روشن داشت !
 اگر احساس می کنی خواسته های سهل و سبک به سنگینی پذیرفته میشوند
و یا پذیرفته نمیشوند . اگر با تو عاشقانه و محترمانه رفتار نمی شود ،
تندی مکن ! تلخ مباش و بپرهیز از هر توهین  فقط برچسب قیمت حضوری ات را بازنگری کن ! همین !



عکس و تصویر نقاشی سیاه قلم زدودیده خون فشانم،زغمت شب جدایی. چه کنم که هست اینها گل باغ ...



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1395/03/25 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک