دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
خوشتر از این چه می توان باشد برای آدمی که بیدار شود از کابوس یک سقوط ناتمام.
گاهی می ایستیم از یک حرکت !
همه آدمیان در مقطعی از یک حرکت ، باز می ایستند...
آنکه در پی فتح قله ای ست می ایستد تا دامنه را از نظر بگذراند و راهی از بین صخره ها برای خویش بگشاید !
آنکه پی چشمه آبی در دل کویر است می ایستدتا صحن پر تب و تاب طلایی و پر اخم را از زیر دیدبان دست عبور دهد .
اما آنکه در مسیر پر سنگلاخ زندگی می ایستد تو گویی مسیر را گم کرده ، دامنه در برابر چشمش صلابتی وهم انگیز دارد یا صحن کویر ذهنش بی انتها و ممتد گردیده .او می ایستد نمیداند .
چون خسته می شود ...
می ایستد تا تمام شود آن بخش از زندگی اش که زندگی میکند و بیشتر به زنده مانی شبیه است
می ایستد و زیر پوستینی از شترانه محافظی مخفی میشود تا بگذرد این بادهای سمی سوزاننده آن فصل زندگی ..
و من این روزها در حال ایستایی بر فراز صخره ای بس عظیم به زندگی می نگرم و می اندیشم ایا اگر از این صخره پرواز بگیرم ، آنچه در ذهنم پرورانده ام خواهد توانست برهاندم از یک سقوط ناتمام ؟!


پی نوشت :
زندگی یک حقیقت بدیهی ست .. و حقیقت آن بر زبان جاری نمیشود . و طاقت اندک ما در برابر تشویش افزونمان سر خم می کند
!








ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1395/02/13 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک