دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
آنچه از همه مهم تر است نیروی اراده است .
کافی است به خاطر می آورم هفت ماه پیش در رولت تن برگ قبل از آنکه پاک ببازم و مفلس شوم ٬ چه بلایی به سرم آمد . اوه . این یک عزم جالب توجه بود : من همه چیز را از دست داده بودم ... همه چیز را ... در حالی که از قمار خانه بیرون می آمدم در جیب جلیقه ام فقط یک گولدن باقی مانده بود : پیش خود گفتم « پس می توانم ناهاری صرف کنم ؟ » ولی وقتی که صد قدم جلوتر رفتم تصمیمم را عوض کردم و به قمار خانه برگشتم و یک گولدن را روی مانک گذاشتم ( در آن موقع نوبت مانک بود ) راستی که وقتی شخص تنها در یک مملکت غریب ٬ دور از خانه و دوستانش در حالی که نمی داند آن روز چه خواهد خورد ٬ احساس واقعا عجیبی به او دست می دهد وقتی که آخرین گولدن خود را به قمار بگذارد ! من بردم و بیست دقیقه بعد با ۱۷۰ گولدن قمارخانه را ترک کردم . این یک حقیقت است ! می بینید گاهی آخرین گولدن معنایی ممکن است داشته باشد ! اگر در آن آخرین لحظه من جرأتم را از دست می دادم و در تصمیم گرفتن عاجز مانده بودم چه میشد ...

قمار باز  -  داستایوسکی  ...


پانوشت1 :

برخی آهنگ های دلخواه را بلند بلندبرای خودتان بخوانید


پانوشت 2 :
باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دل تریم / رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش « مولانا »
بهتر از این ؟



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1395/01/8 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک