دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
مهم نیست که چقدر تلخم .. که اعتقاد دارم هرجا کلمه باشد ، سکوت جائز نیست ...
اما در روزمرگی هایم که روزمره هایم را در بر گرفته اعتقادی راسخ به این موضوع دارم
که هرجا خندیدیم  و خنده  بر لبی نشاندیم زندگی همانجا به احترام بر میخیزد و از نو
سکانس تازه ای رکورد آغاز میخورد .همان دم که بیخیال تلخی ها میشویم..
که من مدتهاست در ضمیر ناخود آکاه خویش حیرا ن تنهایی لزج بیابان شده ام که تنها نگاهِ
رهگذری نا امید از دور دستها در گذشته ای بس دور بر آن افتاده بی آنکه رد پایی باشد و خاطره ای سوز بکشد !
 و نیک واقفم به این که در خونچکان یک انضباط زندگی میگذرانیم.. آری آری حال دیوانه نداند که ندیدست پری !

+: دل آرام این همه تلخی ؟!
 -: ملالی نیست و در گذر است این زهر دمادم ! به گمان مرزی  بین رهایی و اسارت هست و آدمیان سرگردان در دنیای محاط این مرز بین زیستن و مردن هستند .
+: چرا هر شب در رویا و خواب میهراسی و ...
- : آه خدای من ! میدانی ؟ تنها در سیاهی مطلق است که میتوانی تمامی حروف را بیابی ... ذهن ما دالانی ست
 تو در تو و بسیار ظلمانی . که گاه نوری در آن همچون آذرخش میدرخشد و خاموش میشود. و برخی گذر گاه ذهن
را روشنی میبخشد اما مغاکی عمیق و ظلمانی درون روح من دهن باز کرده برای بلعیدن ! و پیرامون این دوزخ ِ
نادیده مدام تنگ و تاریکتر میشود.. تو هرگز نخواهی دانست که دل آرام چه میگفت و چه میخواست ...

نه تو ! و نه کسی دیگر ...!  بگذر از این پرسش های مدام و بی پاسخ ! گوارایم باد این تنهایی ....



پانوشت :

سکوت آب می‌تواند خشکی باشد و فریاد عطش؛
سکوت گندم می‌تواند گرسنگی باشد و غریو پیروزمندانه‌ی قحط؛
همچنان که سکوت آفتاب ظلمات است
اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست؛ غریو را تصویرکن !

                                                              - احمد شاملو -




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1394/12/9 توسط دل آرام
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک