دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
خدای را منت به عزّ وجلش گفتا و دمی عمیق فرو داد تا ممد حیاتش گردد و پس داد آن دمش را که

ذاتش مفرح به حضور حق باریتعالی گردد.همیان ببست و به داو الملک
و دار الاسکیناس رهسپار

گشت . ترنمی حق گویان در امن یجیب و تسبیح دل دانه کنان و اندیشه به این که اوس کریم هم

بس نوشین حکایتی دارد با خود و دلنشین صفایی دارد در اعتکاف خلوت خدایی بدین  بندگان خرد .

 پیش از خروج از اندرونی ، راست قامت و سرو گونه به جلوه گر صادق نظاره میکند این شاعر مسلکِ

 دلباخته و تلخند گلوسوز تحویل این کهنه آبگینه خلوت گزیده می دهدش که چندی پیش جفتش ،

 منهزم ِ مشت خشم ملوکانه گشته و تکسیر یافت که فی الحال این خشم مشت کرده را مصفا در

 دل پر صفا میجستش ..کرمت را شکر که پیرش چنین گفته هرکه مقرب تر ، جام بلایش بیشتر که

 مصداق بام بیش و برف بیش را متجلی ذهنِ کم همت میسازد !  آخر تصدق آن رخسار و قامت ِ

 ندیده ات، زهر هلا هل که بس خوشگوارتر از این تقربِ هنظل اندود است حضرتا .... که هرچه به

 ذائقه خوش قریحه طنز آلود مینگیریم خشک و برهوتش می جوییم و قلم ِسرخوشانمان را یابست

 از نوشتار نغز... مرحمت فرموده اندکی با فاصله از این بنده سراپا تقصیر نظاره گر اعمال و کردار

باشید .بلکم دل آرام نیز از زندگی لذتی کامی جوید که نگویند سیاه بخت آمد و تیره روز گذر نمود

که هر آنچه مریدش  تقرب شیرین می نامند به سنگ قبر سیاه ماند همه عمر شباب و شادیمان را ...


پی نوشت :

اگر همسایگان گرام و گرامی خنده بر این آرزوی دل آرامی ننمایند معترف به این سِرّ درونم که دلمان

یک چراغ جادو میخواهد و غولی که دست بر سینه منتظر اوامر دلکش وار بماند .


پانگاری
مباد و مبود که دل آرام به زهر کین بیالاید قلم خویش را که نیک واقف به سِرّ درون خویش که دل آزاری

و تند خویی در مسلک و مرام نباشد و شوربختانه این قلم دو پهلو نیست و چند پهلوی آخته و آماده

به زخم دارد که وقتی به زهر جوهر می آلایمش هرکه میخواند به دل مهرش لکِ غم میافشند ..

آی رفیقان عارض به محضر کل عالم و آدمیم که سالهاست حق الله و حق الناس را منفک از وجودِ

خویش به مراقبه و احتیاط واداشته ایم که در صدد طلب حلّیتیم از هر آنکه به هر عنوان حیلت روا

داشته و یا حقی از حقوق خویشتن این واحد صاحب منزل ستانده و این حقیر به خدنگِ قلم آخته

زخمش زده ایم  . و یا آنکه به سهو و اشتباه قلم دلکشانه تند اختر مجازی مان را ممهور و عتاب در

ضمیرخویش جسته ! باشد ما بقی  به حکم حق است . که ما با خدای خویش نهان ترجمانی داریم!






نگاشته:
یوم الخمیس

نوزدهم دیماه 
1437 ربیع الاول که خاصه ایرانیان و پارسیان پنج شنبه اورمزد شید آریایی نامندش !
به گاهشمار : 19:51






تصویر : کارمندان قاجری در حال مهر و موم نامه






ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/10/10 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک