دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
جایی نوشته بود :

گرگ ، گرگ می زاید - گوسفند، گوسفند تنها آدمیزاد هست که گاهی گرگ می زاید و
گاهی گوسفند!

البته بنده نظر متفاوتی دارم... آدمیزاد، آدمیزاد می زاید این جبر زمانی و مکانی و تعلیم و تربیت
هست که می تواند مشخص کند انسانی والا باشی یا به درجه ای از حیوان بودن تنزل کنی ..
باری به هرجهت .. مخاطب ارجمند بهرنگِ گرامی داستان ارسالی شما رو خوندم .از نظر فنی
نمی توانم و در جایگاهی نیستم نظر و ایده ای رو ابراز کنم که تکیه بر جای بزرگان در شان و آموزه
اخلاقی دل آرام نیست .. خمیر مایه داستانتان تداعی کننده قلعه حیوانات بود.. نه تا آن حد قوی و
برّنده اما الهامی بود از یک جامعه توتالیتر و در عین حال دگم با تفکراتی فرو بسته . از قلم تان ،
تصویر داستان و انتخاب کاراکترهای داستان شما پیامتان هم مشهود بود .. حرف دل تان نیز هم !
شیخ فرمود : قوی شو اگر راحت جان طلبی که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است
که بعید می دانم  مقصود نظر از قوی بودن ، صرفا قدرت جسمانی باشد که برای رهایی ، آزادی و
داشتن جامعه ای پیشرفته باید از نظر فکری قوی شد که این خود مستلزم داشتن ذهنی پوینده ،
کاوشکر ، تحلیل گر و صد البته بی تعصب !


 با آرزوی موفقیت




***
که صدا به داد ما نرسیده خفه شد

قانون یه خیابونه که یه طرفه شد


***
من نماد یک ملت رو به انحطاطم ، وقتی که مرگ میشه جریمه انضباط...!

 




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1394/09/9 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک