دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
این روزها به شدت لمس میکنم که فرمود .. آی هوا بس ناجوانمردانه سرد است
اوضاع نابسامان مملکت. بیکاری . بی پولی .. مرگ و میر. سونامی سرطان، افسردگی  و ..... ( به شمار نمی آیند ناگفته های دردناک)
مهم نیست بنشینید دور هم و مواظب  رنگا رنگی سفره  و قرمزی کیک  و شادی  دل نشینتان  باشید.. و به فکر استوری های چشم نوازتان البت
مبادا آجیل چهار شنبه سوری از سفره یلداتان کم شود. یا سفره و میز چیدمان دختر خاله ای ، دوستی از مال شما زیباتر باشد .. وای فاجعه به بار می آید می فهمم تان
اصلا به کسی چه که جوان چهار ده ساله ای از زور بی پولی کول بری میکرده و به خاطر سرما جان باخته . و آن لحظه که ماها کنار بخاری های گرم و کرسی های لاکچری مان برنامه میچینیم که پسته هار را کنار بادام بگذاریم سفره شیک میشود یا .... در همان لحظه درست در همان لحظه نوجوانی از شدت سرما به خاطر تکه نانی حلال یخ بسته ..
آره آره به من و تو چه که یکی شهامت داشت و به خاطر اعتراض مشترکمان برخواست و وسط خیابان به ناحق  کشته شد و من بزدلی که جسارت نه و پرسش و چرایی نداشتم خانه نشستم و زنده ماندم . مهم عکس رنگارنگ دور همی هایم هست که بگذارم مبادا بگویند عقب مانده است ..
اصلا به من چه به تو چه مادری خواهری هنوز داغدار جوانی ، برادری و پدری هستند که حتی اجازه نداشتن به درستی برایش سوگواری کنند..
من تعجب میکنم . میدانی از چی ؟ اصولا دم عید یا هر مراسم شادی بی شک فوت و عزای یکی از امامان هست که به همین خاطر هم رخصت شادی و خنده به کسی داده نمیشود. در عجبم حال که عده کثیری از مردم اندوهگین هستند چرا رسانه ها به شکلی گسترده تبلیغ شادی و دور همی های یلدا را میکنند ؟
بماند که همسر در مورد نویسندگان فیک و شبه هنرمند و هنر بندان متن تیزی نوشته بود که شاید از سانسور بی انصافی من رد نشد برای انتشار.

***
من یکی جز آن دسته از آدمهایی هستم که به شدت کادو گرفتن یا حتی دادن ذوق زده ام میکند .. و ثبت لحظات برایم بسیار شیرین هست اما از همان لحظاتی که سوز یلدایی چهل ساله مملکت را در مغز استخوانم حس کردم  و طویل شدن تاریکی اش مرا ترساند. حداقل به حرمت مادران داغدار . خواهران بی پناه و پدران کمر شکسته  خوشی های اندک و بس ناچیز که از سر عرف و یک سری مراسم و مرسومات انجام میپذیرد و اطرافیان که گاه به اجبار به زمانی کوتاه شریکشان میشوم اشتراک نمیشوند.
اقلا میتوانیم بهاین خواهران و مادران بگوییم جسارت نداشتیم با فرزندانتان پدرانتان در حق اعتراض شریک باشیم اما در این غم و اندوه جانکاه با شما همدردیم.


پی نوشت :
یلداتون مبارک و ....... " به کجای این شب تار بیاوزیم قبای ژنده خویش را "


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1398/10/2 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک