دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
شنیده ام که در افشانی ها نموده اند به اصطاح فرزانگان نظام
و بماند که مرا به خنده ای ته دلی مهمان کردند و گفتم خدایش بیامرزد که فرمود فتنه از چی چی خیزد و اینجور تمثل و مثل دیگه .. بگذریم خیلی هم غور نمودن درش واجب الوجود هم نیست مارا چه به زبان سرخ اصلن!
لاکن  سپاس بر خداوندگاری که  تقدیر و تعظیمش بر بندگان واجب و منت همان خدایی را که زن را موجبات دور همی دولتمردان باطل و بی هویت نمود
تو گویی که این نرم تن هماره ازدواجش موجب محنت است و لیک این محنت بر بندگان و مریدان ره شهوت بس پسندیده و مقبول درگاه خدایانشان !
و چون به طلاق اندرش نیز مزید رحمت که این مریدان هیزه العین درگاه .... را فرصت و مجالی برای استشمام چند و چندین رایحه از گلهای برین قدرت پوچشان !
لیک هر لنگه کفشی بر سر چنین نرینه گان مضر بر حیاتشان بوده و چون مکرر فرود آید موجبات ممات .
پس در هر لنگه کفشی دو ضربت نهان و بر هر ضربت نیز آخی واجب !


پی نوشت :

گرفتی که چی گفتم ؟ بزن زنگو .....



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1398/08/17 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک