دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
هر کدام از ما رسالتی داریم نیک یا بد که هر کدام از آنها تنها برای ما فریاد میکشند ...
نه به قیاس لحظات گذرا که به وسعت فرسنگها فرسنگ فاصله !
سهراب گفت چشمها را باید شست
اما نگفت که چشمانت را پاک کن تا در فروزش نوری اهورایی رستاخیز حقیقتی را بنگری که جریانات چین خورده اش پیوسته مسخ ات کند و مسیر های پر فرازش فسانه روزگار نام گیرد
من از پوسته هر کلمه ای برون جسته ام جانا ... از هر تفاخری برای نبرد رو در روی  قلم رهایم... برای فخرداشته های وسعت کلمه و حجیم عظیم گستره دایره   واژه نیز بهایی ندارم بپردازم
اعتقادم جنس دیگری ربوده از کالبد درونی و مافوق حسی اش..
و اینها فیرندگی تمام و کمال همان دمی است که دیگر تمام میشود تا نقطه ای پیش از انجام نقطه ای دیگر تر گردد !!


جان دل !
چشمانت را بدزد و کور مال جستجو کن هر آنچه که نداری و مال توست ...
زمان خواهد برد تا پنجره ای بگشایی . فریادی بکشی و هر انچه را از ورای پلک بسته دیده ای با تمام وجود بالا بیاوری - طول میکشد
اما تو چشمانت را بدزد از هر آنچه پای رفتنت را لنگ میکند و هجوم گریزش ثانیه را در پای بسته ی دامی کند میسازد ...
تو بگذار هزاران هزار نیکی بزاید این دون و هزاران هزار پلشتی پس اندازد ... تو چشمانت را بدزد !


پی نوشت :
کسی که جان کلام را حجت نیست  قلمم را ایمن نمیداند !


جان کلام :
احساس میکنم اشتباه فل حشی رخ داده اشتباهی در مقیاس اِن ریشتر !
و این خطا به هیچ روی قابل فهم نیست که پارامتذ ژنتیک کالبد حیاتی نظام سلولی ام با وجود افسونگر بیگانه صفت درونی ام هیچ خاستگاه یکسانی ندارند
و این تناقضی ست لاینحل از یک معادله بی سر و ته ....






ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/03/18 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک