دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
قبل از اینکه پست جدیدی به قول بلاگر ها آپ کنم

عارض به محضر بزرگواران ،که  چندین سال آزگار عزیزانی هستند در جوار بنده و کماکان هر سال مکرار به تکرارِ جمله ء
ای وای دلارام چرا من فکر میکردم تو بیست و پنجمی هستی ...
بماند که این بشر همین یک روز را به نازیدن تقویمش مباهات فرموده لیکن هیچ حرجی بر عزیزی نیست ...
همان یک دقیقه اول که حضور فیزیکی مان را اعلام نمودند و به ابوی گرام تبریکاتی گرم دادند که مبارک است استاد فرزند دخترتان!
خوش قدم و بلند اقبال باد !!!!!!
همان یک دم حساس بود و سالهای بعد به قول بزرگوار تکرار همان یک چند ثانیه !

الغرض سالها بعد در پیرامون ما رخداد های فانتزی و شانلی دار قرمز رخ داد که ولن نامیدندش ...
و امروز همان رخداد عشقولانه ای که تمام فنچان  و مرغان عشق جیک در جیک هم انواع قلب های مصلوب به سیخ و بالش ها و جعبه های شیک
را حمل مینمودند ...
لاکن آنچه توجه مان را به خود جلب نمود زیبایی صحنه و چشنوازی ادراکات نبود ..
دیدن آدمهای رنگ در رنگی بود که با سرعت در تکا پو بودند گویی میدوند یا راه میروند ..
پله های برقی را بیقرارانه بالا میروند و یا با عجله میسرند !
تعجیلشان عجیب است ..
هروله راه رفتنی ست با ادای دویدن لیک این عاشقان هر طیف سنی میدویدند  به ادی راه رفتن!!
گویی میترسند از جا ماندن ! از دیر کردن ! از عقب ماندن ! یا شاید مباد که من دیر رسیده باشم و شخص دیگری پیشدستی کرده باشد !!
خدا میداند
همان قدر که برای من فهم چنین تعجیل ناپیدا و مستتر نا مفهوم می نمود
اینکه بترسی از دویدن که مبادا به در بسته ای بخوری یا ببازی یا بیوفتی ...

دلارام اندرونی من اینگونه است ...
اگر آرام باشد با طمانیه قدم بر میدارد . با تانی نگاه ساعت میکند  و در آرامش به اطراف مینگرد.
فریفته آژانس های خالی نمیشود که سریع به مقصد برسد ...
نگران دیر کردنش نیست و اطمینان خاطر دارد که دستی بالای دستش برای پیشدستی پیدا نمیشود ...
چنانچه آرام نباشد می دود .... بی پروای خوردن به در بسته ... بی مهابا از افتادن و بی جستجوی نگاه دیگری ..
نرسیدن را شکست نمیداند اما از رسیدنش هم اطمینان خاطر دارد .
دلارام اندرونی من میان دویدن و راه رفتن و یا راه رفتن لابلای دویدن نیست ...
اصلن بی خیال اندرونی و هرآنچه در استغنای اعلیدرجه است ...
ای دلبر ما مباش بی دل ، بر ما / یک دلبر ما به که دو صد دل ، بر ما
همان که وعده نمودی  به بهمن برسد دل به طلب
حق همان است و طلب همان !




یه بی ربط ولنتاینی !:


ادوارد:
میدونی فرق بین درد و رنج چیه؟

آنا:
چه فرقی میکنه؟ وقتی دوتاشون بدن!

ادوارد:
وقتایی که باهات حرف میزنم و حواست پیش یکی دیگه س، این میشه رنج!

آنا:
خب درد چیه اونوقت؟؟

ادوارد :
که با این حال باز دوستت دارم!

«اسب های لنونگراف شبیه ما نیستند»
رابرت_کیوساکی








http://s9.picofile.com/file/8319446300/beautiful_photos_of_the_spark_plugs_2.jpg


http://s9.picofile.com/file/8319446318/12174141650825412841_thumb_HM_201380752871042258140790125609403_15_.JPG


http://s9.picofile.com/file/8319446368/12084697_b.jpg


http://s8.picofile.com/file/8319510684/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B1%DB%B5_%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B1_%DB%B2%DB%B7.png

http://s9.picofile.com/file/8319510726/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B1%DB%B5_%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B0_%DB%B1%DB%B9.png


http://s9.picofile.com/file/8319510692/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8_%DB%B0%DB%B2_%DB%B1%DB%B5_%DB%B1%DB%B4_%DB%B1%DB%B1_%DB%B1%DB%B8.png


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1396/11/26 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک