دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
تا که تو جلوه میکنی من ز میانه می شوم
تا برسم به کوی دل ، با تو روانه می شوم
با غزل و ستایشی در تو حلول می کنم
در اثر نوازشی شعر و ترانه می شوم
شور و جنون عشق تو تا که بهانه می شود
من به مقام عاشقی عین بهانه می شوم
از می شوق وصل تو باده ناب می زنم
تا که ز خویش وا رهم خاجی و دانه می شوم
تا  چو نسیم در کذر کوی به کوی می روی
در طلبت من همه شب خانه به خانه می شوم

نار تو تا که نور شد مظهر هستی ام شدی


یک عمر دویدیم و به مقصد نرسیدیم
دیدیم کسی در طلب صدق و صفا نیست
از مسجد و میخانه بریدیم چو دیدیم
مکراست و فریب است و کسی راهنما نیست

در کعبه و بتخانه خدا جای ندارد بگشا در دل


بیا دوباره به شهر خیال روی آریم
خراب و مست به بزم وصال روی آریم
بیا که دیده ز دنیای خیرهبر گیریم
 به عشق بی سخن و قیل و قال روی آریم
مگو وصال میسر نمی شود به خیال
بیا به سوی خیال محال روی آریم
غنیمت است دم ، ای دل بیا به همت عشق
به کوی دلبر نیکو خصال روی آریم
چو خوش بود که چو پروانه گاهِ شیدایی
به اتشی که بسوزیم بال روی آریم
بیا که بیخبر از رفته ها و نامده ها
رها ز گردش دوران به حال روی آریم



دانلوود کن



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1396/09/9 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک