تبلیغات
دل نوشته های دل‌ آرام - شروع دگر باره

دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
تصورم از سال جدید یک شروع ناب و درخور بود ... یک پرش ، یک تبسم ، یک قهقه و
شاید یک ... نمیدانم!
نه اینکه بد تمام شد و بد هم شروع شده باشد .. نه !!
اما باور شروع ناب چون ژنده لباس روی بند در ذهنم پیچ و تاب خورد .
پرت میشوم به آبان نود و پنج و  لحظه ای به این فکر میکنم حال که نکبت زمین تا این
اندازه گسترده شده ، چرا آدمها دستجمعی خودکشی نمیکنند.

آه....  میبخشید که گاهی گفتگو در صفر مطلق مزه نا میدهد ... میدانم .. میدانم
که در سال جدید باید سخن نو شود و افکار تازه گردند و هر کوفت و زهر مار دیگر.
کوشش به زیبایی کلام دارم.

**

نافذ کلامش را روانه روحم میسازد و میگوید دلارامم ناراحت نباش همه جیز درست میشود
.. درستش میکنیم. میدانم چه اندازه کوشش دارد تا آرامشی را که نداشتم به من باز گرداند
و خوب هم میداند که مثل دفعات قبل در این یاری بازنده میشود اما با این حال باز کوشش
 میکند. و من در لابلای این کوشش ها دارم مرور خاطرات میکنم ، به کند و کاو چیزی مبهم
 مشغولم .. چیزی که گم و یا فراموش شده .جا مانده یا قلم افتاده.

پی نوشت :

آدمیزاد در ابتدا مترسکی بوده برای پراندن کلاغ مزرعه زندگی اما مادرم حوا اینگونه نبود
او دل زمین را میشکافت برای کاشتن  و اینگونه آدم با کلاغها سازش کرد تا باد همه
بذر ها را با خود ببرد

پانگاری :
 و من یک معجزه میخواهم از همان داری که عصای موسی شد !

و حرف آخر :

دیوی که سالها درونم خفته بود بیدار شده ! شمارش معکوسی شروع به شمارش است
برای یک ..... بگذریم دارم تمام میشوم .گاهی از چشمان معصوم نمیشود گذشت ...
چشمانی که نگاهت میکند و با زبان بی زبانی میگوید ... بمان !




Image result for ‫تصویر سورئال‬‎


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1396/01/11 توسط دل آرام
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک