دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
آنقدر میفهمیم که وقت پایان ، روح خویش را مچاله می یابیم  در تکه تکه های زمان ...

نوایی در ذهن ساخته میشود و کوشش میکند به جمله مبدل شود و چون تراژدی

سروده میشود از تنهایی های ژرف و عمیق از حزن و اندوه درونی از آن غم هایی که

گلو را به شدت می فشارد و در رویای آبستن بی زمان سقط میشود . از پرسش های

بی پاسخ ابدی و از ریسمانهایی که بند میشود به دست ها که مکرر تلخ و شیرین میشود

در نوستالژی روح آری چنین خلق میشویم به فریاد تا سکوت، به شکل آوای نیم ساخته !




پی نوشت 1 :

 چنین فهمیدم که زمان گاهی اینده را هم می دزدد!



پا نوشت :

آآآی زندگی ! دلم برایت می سوزد که در این ذهن کاهل و عاصی کوشش میکنی برای
خویش معنا و مفهومی بیابی و در این بین ما هستیم که سخت جانی مضحکی را به
نمایش میگذاریم. و بدون اگاهی از حضورت تعارف مضحک تر از بودنی را
برای اثبات بودنهایت در یک نیستِ سرگردان به لبخند دروغینی پنهان می شویم !




ته نشین کلام :


سقوط و پرواز تفاوت چندانی باهم ندارند اما به من بگو که ما نزولیم یا صعود ؟




آثار هنری سورئال باور نکردنی!!




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1395/08/19 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک