دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
جهان در لحظه ای که لحظه را می سازد خود نیز شکل میگیرد . جهان من ! و آنچه در اطراف
خویش لمسش میکنم. دمی که میکشی وآنی که میگذرد و این جانی که چونان گلوله ای در
هیبت باد پر شکوه و جلال نیست میشود .دلم میسوزد برای تو که نمیفهمی ام ... دلم میسوزد
برای خودم که نمیفهمندم .. اما درون خیش به قیاس لحظه شروع نو می اندیشم و ترازویی
که در بی وزنی سبک و سنگین میشود .. دیدگانم را ورایی تازه میبخشم تا در فروزش یک
نوربه  تجلی حقیقت برسم
.اما آهسته وآرام در غبار تیره فام یک دوندگی سرد به ملاقات
اضداد می رسم !
و وسعت فرسنگ فرسنگ فاصله و پیوسته جریانهایی که تورا
مسخ خواهد نمود.


پانگار :
درسته ! ساده نویسی یک نبوغ هست ... خوش بحال شما ..

****
شاید نسیم صبا بوزد ! مگر حدیث وفا گویم !



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1395/08/5 توسط دل آرام
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک