دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
امروز از خودم پرسیدم ایا تمام سهم من از زندگی همین بود ؟
در جهانی انباشته از تاریکی به دنبال نور میگردیم و زندگی هایی که چوب حراج خورده اند و دستانی رو به دعا گشوده برای معامله هایی بهتر با خدا... این روزها تصور مرگ مثل تمامی تصورات خوفناکی که کابوس های شبانه گاه گاه من میشود کابوس روزهایم شده ... و من وقتی که از خواب بیدار میشوم تازه کابوس ها را درک میکنم...
من در هزار توی دقایقی که بوی نا گرفته اند ،درون ناهشیاری یک اندیشه سقط و نافرجام دنبال حقیقتی ناب میگردم.. هرگز چنین تنها احساس نکرده بودم خودم را ...
لبخند های الکی ، سگ دو زدنهای طاقت فرسا ، سیر شدن از پس مانده این همه افکار بی سرو ته ، لمیدن در تسلسل یک استیصال بی انتها آیا شاهکار تمام عصیان من برای زندگی ست ؟

آری .. در بی اسطورگی قهرمان های شکست خورده ی درون ، دنبال قصه نابی برای داستان زندگی میگردیم و مدام میسراییم زندگی زیباست آنچه نازیباست از درون خود ماست


پی نوشت :

دانایی ، آغاز تباهی ست و تو برای هر شناخت تازه ای باید گوشه ی از خویش را قربانی کنی !

تمام شد، این مرده را دفن کنید .


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1398/05/17 توسط دل آرام
هنر و یرانگر  است 
در پی برانگیختن انسان و خلاص کردنش از روزمرگی ست 
خواه با ستایش زیبایی یا نشان دادن خدایان هولناک
هدف یکی ست ....


پی نوشت :
 در عمق وجود و درونم دنبال گورستانی هستم برای دفن تمام خواسته هایی که این روزها قتل و عامشان میکنم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1398/05/8 توسط دل آرام
آدمها می ایند تا تنهایی ات رابه شکلی عمیق عینیت ببخشند  ...
اولین قدم من این بود که بپذیرم اینجا هستم .. در همین نقطه که الان ایستاده ام .
خسته کننده است ...میدانم
روح از کشیدن این بار تن رنجور شده که گویی از سرب است و ما هر روز نعشی را با خود به این طرف و ان طرف به دوش میکشیم.
ابلهانه است قاب گرفتن چنین خزعبلات در جایی که انتهای ادراک در ان قاموسی شده از لزاجت اندیشه ...
معجونی متعفن ازهزاران تردید را بی وقفه میچشیم. و صدای ساییدن ناخن بر دیواره های سکوت در بغض ضجه های مصون مانده از گیوتین درد سقط میشوند.

پی نوشت :
زمانی موجودیت خویش را به شکلی قطعه قطعه در گورستان خواهی یافت ..
حال هزاران بار خودت را آینه زندگی بشکن .!!!

زندگی خالی تر از هیچ بوده ... خالی تر از خیال ...


اگر ارزش معیاری برای سنجش باشد بیگمان ارزش زندگی در جستن مرگ است ...



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1398/04/23 توسط دل آرام
البته به موعد و موقع روز قلم رو به تمامی اهل دلان و اساتید اهل قلم بالاخص همسر جان تبریک گفته بودم.

لذا پر بیراه ندیدم این اثر زیبای آقای رمانی رو اینجا به اشتراک گذارمش ...

http://s9.picofile.com/file/8366130134/reporter_500.gif 
http://s8.picofile.com/file/8366130192/oiii.jpg



خدا لعنتت کنه آقای شکوری . قدیم تر بلاگر ها قرب و منزلتی داشتند....

هی ما گفتیم این ویرایش عکس وبلاگ مشگل داره و هی شما پشت گوش انداختی ...



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1398/04/18 توسط دل آرام
اینک منم پنهان  در پستوی درون خیش
بی انکه دیده شوم که لحظه ای وا می مانم از تمام زندگی... وا می مانم .
اه از تو روزگار که با تمام هدایایی که به من میبخشی باز میستانی چیزی از من و آن روح سرکش پرتلاطم من است ...
میرم تا از خود رها شوم
مرگ صدایم میزند و چه بی پروا و مستانه در برابرش میخرامم ....


پی نگاری:
جان به کف، خنده به لب، شعله به دل، شور به سر 





ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1398/04/15 توسط دل آرام
این یک رویاست ...
زندگی یک رویاست ، رویایی که درست لحظه رویارویی با ان غافلگیر خواهیم شد در یک سکوتی عمیق بیدار شده و دیگر نخواهیم خسبید !
تنها چیزی که مهم است این است که بی نفس باید ادامه دهی ... بی وقفه و درنگ !! چرا که همه چیز در حال تمام شدن
هستند و به یک باره همه چیز متوقف خواهد شد ..
برای پیر شدن وقت زیادی داریم . حتی اگر مسیری طولانی از زندگی را طی کرده باشیم. دنیا پر شده از جیغ های ممتد آدمیان
برای پیر شدن خیلی زود است بی وقفه و بی نفس باید دوید .. همین و بس !

پی نوشت :
میتوان استعاره نامید همین زمان رسیدن پیری را چرا که هر خمودگی و وقفه ، علامت زوال زندگیست ...

پی نوشت 2:
با تمامی انزجاری که از زیستنی چنین دارم ، اما سعی کرده ام روی ریل زندگی یک دونده باشم تا نظاره گر !



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1398/04/10 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:145)      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک