دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
حضور دوستان گرام و همسایگان محترم

تا عید این وبلاگ کد گذاری خواهد شد !







ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1396/11/3 توسط دل آرام

 تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را



کاظم بهمنی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/11/2 توسط دل آرام
تمامی شب را غارت  میکنیم چون عاشق بی رقیب !
و تنها خورشید طناز دنیای من میشود وقتی که به خنده غوغا میشوی در ذهنم و حلول میکنی در روحم !
چه تقدس دلنشینی داشت کنج دنج قلبم.!
آه
من ادم گذشته ها نیستم و آینده مرا نمیترساند . ریسک کردن بخشی از وجو من بوده ... اما خودم را خوب شناخته ام !
گاه به گذشته های نه چندان دور هجوم میبرم و همانجا منجمد میشوم.
تمرکز و توجه ام از زمان حال خارج میگردد و همچون جنین شناور در رحم مادر ، من نیز در رحم خاطرات غوطه ور میشوم !
دانه دانه حوادث را در وراء بی حوصلگی ذهن رج میزنم به بازیگرانی بر میخورم که در سناریوی زندگی من بوده اند و در حال نیستند ...
ریسمان را میبرم تا به حال پرت شوم هرچند گذشته ها هویت بودن در مضارع زندگی اند !


در هر حال باید قوی بود و راه را پیمود ! وگرنه مجبور میشوی به جای بریدن رسیمان از آن به عنوان دار استفاده کنی !
به هر حال باید پیمود .... همین !





ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1396/10/27 توسط دل آرام
.
نه نوحی هست تا از موج و طوفان بر کشد مارا
نه موسایی که بشکافد عصایش آب دریا را
نه ابراهیم تا ناگه گلستان سازد از آتش
....

خدایا داستان ها کاری برای ما نخواهند کرد !

حقیقت چه تلخ است و مرگ چه قدرتمند ! دعاهای ما ناتوان از اجابت




پ نوشت :

+ :  مردن  به شکل غرق شدن سخت است یا سوختن ؟

-: سخت اونه که بسوزی و بعدش غرق بشی!






ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1396/10/25 توسط دل آرام
تمام سازه های درونی ذهن ات در آنیه از زمان  فرو میریزد از درون
وقتی لبخند گریز ناپذیر انکار را در صورتک چندش باورت مجسم میکنی ...
درد  که می اید و ترک بر میداری این صورتک و از هر گوشه اش بیرون می پاشد و تو
تنها در آن دم در می یابی که آینه درونت هزار تکه شده است ...

باید رها شوم از این اسارتی که مرا در خود بلعیده ...




پی نوشت :

روی صخره ای نیم تخت ایستاده باشی به گونه ای که تنها به اندازه یک سنگ کوچک در قطعه پنجه پا جا داشته باشی برای ایستایی

طنابی که به سنگ ساییده و تا رو پودش وا رفته وزیر پایت  دره ای عمیق ،!!! نه ! بسیار عمیق !

که به چاه ویل بی شباهت نیست.به همان اندازه ظلمانی و همان اندازه رعب آور  دهن باز کرده تا تورا ببلعد...

تقلا برای رهایی . تقلا برای بالا آمدن و گاه می اندیشی کاش من هم بالی داشتم برای اوج ...

با تمام خستگی و آلامی که در وجودت رسوب کرده  به عمق وجود نعره میکشی اینجا دیگر چه جهنمی است که آمده ام !

و این پژواک فریاد موج وار هزار هزار دایره میشود و به قعر ویل مکیده میشود !


Related image




Image result for ‫تصاویر سیاه چاله‬‎


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1396/10/24 توسط دل آرام

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟

ابری كه در بیابان بر تشنه ای ببارد






 "اگردولت را مسئول نگهداری ازبیابان هاکنید،درعرض پنج سال کمبودشن وماسه خواهیم داشت..."


"میلتون-فریدمن"


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1396/10/23 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:126)      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک