دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
مــــــرد با صدای همسرش از خواب پرید . زنش سراسیمه گفت دزدی وارد خانه شده ! مرد به سرعت برخاست تا ببیند موضوع از چه قرار است
دم در که رسید وحشت زده برگشت به تخت نگاه کرد ... یادش افتاد  دوسال پیش زنش را دزدی کشته !


*****
کنار پنجره هواپیما نشسته بود و بیرون را نگاه میکرد . ناگهان دسته ای از پرنده های وحشی به هواپیما برخوردند و چندتایی به موتور هواپیما خوردند ... در چشم برهم زدنی همه چیز بهم ریخت ، هواپیما شروع به لرزش کرد ، چراغها خاموش شد و .....
مرد با پریشانی و صورتی خیس به فریادی از خواب پرید همه چیز آرام بود .. نفس راحتی کشید با لخندی به بیرون هواپیما چشم انداخت .. دسته ای از پرندگان وحشی را دید که به هواپیما نزدیک میشدند ....


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1397/04/5 توسط دل آرام
تصمیم گرفتم هر از چندی نگاره تصویر از کارهای دستی که در حال انجامشان هستم رو همینجا یادبود کنم
- ایرادی که نداره ؟ -

توضیح کار :
  - چرم دوزی - کیف مدارک ( سبک دیپلمات ) - چرم گاوی



http://s9.picofile.com/file/8330074842/IMG_20171028_230922.jpg

http://s8.picofile.com/file/8330074850/IMG_20171028_230924.jpg

http://s9.picofile.com/file/8330074868/IMG_20171028_230927.jpg

http://s9.picofile.com/file/8330074876/IMG_20171028_230929.jpg

http://s8.picofile.com/file/8330074900/IMG_20171028_230933.jpg

http://s8.picofile.com/file/8330074918/IMG_20171028_230935.jpg



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1397/04/4 توسط دل آرام
مقالی داشته باشم با هر آنکسی که قلم دل آرام را در دیده خرده نگری تنها سلاح برنده برای افاضه فضل میخواند که معروضم در کوتاه جمله ای که جانا تنها سلاح که نه ، اما عرضی برای جلوه گری بسیار در چنته هست میان پود رج های پی در پی که لابلای دایره وسیع واژگان به خاطر سپرده ام.
هرجا دیدی تمرکز کرده ام بی شک در صدد خلق یک زیبایی نشسته ام و بی تردید باید بهراسد آنکه با الکن نویسی های پر حاشیه تیر پیکان به سمت ملوکانه دارد .
در این میان اگر برای نوشته ای که درک کرده ای بگویی تمام فهمیده ای توهین کرده ای به لحظه ء نوشتنی که از آنِ یک نفر بوده ودر آن تنهایی انحصاری و منفرد ، تو لحظه  ی- بود - را جایی دیگر به تجربه میگذراندی !


*****
اگر دلخوری از نوشته های سراسر تلخ دل آرام باید بگویم که برخی ها درد را می شناسند .. میفهمند که این حس وقتی از در و دیوار دلت بالا میرود آدمی چه بر سرش می آید  که حتی جواب سلام را به زور میدهد ... از درد گفتن را شنیده ام از خیلی ها و تکه های لخته شده اش را دیده ام چگونه بروی زبان جاری میشود .
درد ناکتر و درهم تنیده تر از تکه های خون !  که فهمیده ام  ادا اطوار افراد را ، طرفندهای اشخاص را هم... و درون قلمم لمس کردم نقد بیرحمانه را نیز !
که گاه میشود مرثیه ای سروده شده از سر ناشیگری و یا سخنی از یاس و نا امیدی از پوچی و نفرین درد ... درد و اندوهی بی پایان
از انجماد دل و سکوت مرگ مینویسی زوزه میکشی از درون در عمیق ترین نقطه تنهایی وجود خویش و کوشش میکنی از امید و خوبی و صبح و روشنی ببافی برای قامت سیاه اندوه و پر هیجان و زنده دل ستایشش کنی تا جز زیبایی و زندگی چیزی نبینی !


ته نویسی :

 گفته ام که من این تلخی را پذیرفته ام ... حاصل عمیقیست که دست ناکًسی بدان نرسیده ... آرام بمانید.



Image result for ‫نقاشی ونگوگ‬‎

نقاشی : مزرعه ذرت و سروها (ون گوگ )


بعد نوشت (پنج و نیم صبح) 
که من هنوز یک لحظه هم نخوابیدم.کاش میدانستی  که چقدردلتنگم .چه اندازه بی تاب . چه بی بضاعتم که ندارمت 
کاش میدانستی..... 
کاش میشد برای ثانیهای  ،کوتاه ،فقط صدایم کنی ...



دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب   / محمد علی بهمنی 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/04/1 توسط دل آرام

گر نگهی دوست وار بر طرف ما کنی

حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود



              http://s9.picofile.com/file/8329360118/galam.png

نیمه کاره ای دیگر که پس فردا تمام خواهد شد ....!

که البته طرح زیبای این کار یادگار دوستی بسیار عزیز هست که هر کجا هست خداوندگار نگهدارش باشد. . . 


******

قلمزنی مس - ت ، برجسته سازی



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1397/03/27 توسط دل آرام
من طفل طوفان شده ام

موجم سرگردان شده ام


 دانلود


این تصنیف رو با صدای زنده یاد مرضیه هرکدام ازدوستان داشت برام ارسال کنه ممنونم



                         http://s8.picofile.com/file/8329326834/no3.png


                                        http://s9.picofile.com/file/8329326750/no1.png



..... چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید !



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1397/03/26 توسط دل آرام
هر کدام از ما رسالتی داریم نیک یا بد که هر کدام از آنها تنها برای ما فریاد میکشند ...
نه به قیاس لحظات گذرا که به وسعت فرسنگها فرسنگ فاصله !
سهراب گفت چشمها را باید شست
اما نگفت که چشمانت را پاک کن تا در فروزش نوری اهورایی رستاخیز حقیقتی را بنگری که جریانات چین خورده اش پیوسته مسخ ات کند و مسیر های پر فرازش فسانه روزگار نام گیرد
من از پوسته هر کلمه ای برون جسته ام جانا ... از هر تفاخری برای نبرد رو در روی  قلم رهایم... برای فخرداشته های وسعت کلمه و حجیم عظیم گستره دایره   واژه نیز بهایی ندارم بپردازم
اعتقادم جنس دیگری ربوده از کالبد درونی و مافوق حسی اش..
و اینها فیرندگی تمام و کمال همان دمی است که دیگر تمام میشود تا نقطه ای پیش از انجام نقطه ای دیگر تر گردد !!


جان دل !
چشمانت را بدزد و کور مال جستجو کن هر آنچه که نداری و مال توست ...
زمان خواهد برد تا پنجره ای بگشایی . فریادی بکشی و هر انچه را از ورای پلک بسته دیده ای با تمام وجود بالا بیاوری - طول میکشد
اما تو چشمانت را بدزد از هر آنچه پای رفتنت را لنگ میکند و هجوم گریزش ثانیه را در پای بسته ی دامی کند میسازد ...
تو بگذار هزاران هزار نیکی بزاید این دون و هزاران هزار پلشتی پس اندازد ... تو چشمانت را بدزد !


پی نوشت :
کسی که جان کلام را حجت نیست  قلمم را ایمن نمیداند !


جان کلام :
احساس میکنم اشتباه فل حشی رخ داده اشتباهی در مقیاس اِن ریشتر !
و این خطا به هیچ روی قابل فهم نیست که پارامتذ ژنتیک کالبد حیاتی نظام سلولی ام با وجود افسونگر بیگانه صفت درونی ام هیچ خاستگاه یکسانی ندارند
و این تناقضی ست لاینحل از یک معادله بی سر و ته ....






ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/03/18 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:131)      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک