دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
خبر تکان دهنده است . صحنه ها تکان دهنده تر !
چطور پدری میتواند جگر گوشه هایش را چنین شکنجه کند ؟!
در دیارم مردم خسته  و کودکان منزجر از زیستن ، سگ دو میزنند تا بتوانند زندگی خودشان را به سطح کمینه زندگی های امثال ما برسانند ..
مردمی که خستگی شان واقعی هست و رنج زیستن و شکنجه شدن هایشان مبالغه
نمی طلبد ! اگر از تمامی ملعبه های پلاستیکی نر و ماده ریخته در فضا های مجازی
فاکتور گرفته ، چشم به واقعیت ها و خبرهای صادق باز کنی چنان رنجی را احساس میکنی که برای لحظه ای دستت را جلوی دهانت میگیری تا مبادا از شدت درد فریاد که نه ! نعره ای بکشی ...
از فروختن جگر گوشه تا حراج اعضا بدن تا میرسی به شکنجه در پشت دیوار هایی که باید مامن امن تو باشد !
و قرائت سطری از یک شرح حال میتواند درد را به معنای واقعی یک احساس زنده برایت تشریح کند !
و تو دخت ایران !سهم بسیار کوچکی از زخم یک تلخندی بر تن عریان حقیقت ...
دردت بی ابتدا و رنج ات بی انتهاست مهم فاصله زیستن بین این ابدیت است ...

آری زیر پوستین رنگ باخته وطنم خیلی ها ابد و یک روز خورده اند !



**
گفتن نمیخواهد ‍ !  عنوان برگرفته از فیلم ابد و یک روز


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1397/02/5 توسط دل آرام
+: عکسها آماده است ؟
-: بفرمایید ... ( مکث ) نمیخواهید نگاهی به عکس بندازید ؟
+: اگر اشتباه نداده باشید حتما بهتر شده
-: لبخند شیطنت امیز و..... زیبایی یعنی نگران نباشی در پشت لنز عکاسی چه شکلی شده ای چون اطمینان داری
+: پوزخند .... پرداخت مبلغ و حرکت به سمت در ( لحظه ای مکث )
اممم میدانید ؟ هر گونه عکسی میتوان انداخت ! قاب ها عکس را جلوه میدهند و تکنولوژی به زیباتر شدن کمک میکند
اما در این میان - مرگ که می اید هیچ توجهی به چهره زشت یا زیبا ندارد .

*****
خیالاتم جان میگیرند و تصویرت زنده میشود در ورای خیال
روزهای بی تاریخ ِ عمر چونان ابر باران زا سریع رفته اند ... بندی که روی دیوار حیاط آویخته ای همیشه لباسی بر تن دارد که به رقص باد جلوه گری کند
و صدای خنده ای دلنشین که در گوش ابدیت ِ بی پایان ذهن به حافظه عمری سپرده شد
و این اردی بهشت بی تکرار در پرده اوهامات به ذهن همان تاریخ ابدیت سپرده شد ...! 
این روزها خیلی عمیق مادرم را نگاه میکنم و زیر نظر میگیرم ... چرایش را خودم میدانم . همین که خودم بدانم کافی ست ..


برای مادرم **

نازنینم این روزها میهراسی که روشنایی ات را بدزدند ... میهراسی که قرار است فاصله ای باشد بین من و تو !
تو که با خود ِ خورشید نسبت داری . بیا و جراغ را در مسیر رهگذر باد بی واهمه بگذار .. شعله گرمت خود بلد راه است ..








ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1397/02/2 توسط دل آرام
پدرها قهرمان رویاها و واقعیتهای بچه هاشان هستند. بصوص برای دخترشان !
تا وقتی كه كوچكیم پدرهامان قویترین، خوش تیپ ترین، بهترین و بلدترین آدمهای زندگی ما هستند.
بعد كه بزرگتر می شویم یا اصلا" چیز فهم می شویم می بینیم آن طورها هم كه فكر می كردیم نبوده اند اما باز هم تمام این دانستنها چیزی از قهرمان بودن آنها كم نمی كند و آنها همچنان قهرمان زندگی ما خواهند ماند.
برای من همیشه پدرم از آنچه كه در كودكی هایم هم می پنداشتم قهرمان تر بوده.قوی تر و جذاب تر. سالها از آن روزهای كودكی گذشته و قهرمان من دیگر پیر شده....با اینکه می  ی ی  ... ( صبر کن ببینم ... پیر شده ؟؟؟!)
خدای من .. چرا نمیتوانم به این من ِ لعنتی بفهمانم که دیگر عبارت مالکیت حال بکار نبرد ... و چرا نمیفهمد این من ِ لعنتی که باید بعضی واقعبت ها را همانگونه که رخ داده اند پذیرفت ! - این قهرمان بی بدیل من دیگر نیست .. همین !
دیگر رانندگی نمیکند . برایم نثرها و شعرهایش را نمیخواند . نوشته هایم را نقد نیمکند . در وصفی فی البداهه زیبا توصیف ام نمیکند.آرام دلم صدایم نمیزند با لبخند همیشه .مهربانش نمیگوید دلبرکم باز هم از کتابخانه ام کتاب برداشتی ؟ دیگر عصر ها برایم تنقلات نمیگیرد .
در خصوص رخدادهای روز با من صحبت نمیکند .دیگر هر ماه برایش دارو نمیخرم .
دیگر قند خون و فشارش را هر صبح و عصر کنترل نمیکنم . و دیگر از لای در اتاقم مضطرب ساعتها نگاهش نمیکنم و نفس های حین خوابش را نمیشمارم که مبادا این نفس نباشد .
و.... و..... شاید هم نمیداند با چه استیصالی کلمه به کلمه نخ مییکشم تا نبودنش را به خون دیده یاد آور باشم ! بگذریم
ولی یک حس ناب هنوز هست ..او برای من هنوز نفس میکشد که اجازه نداده ام وسایلش جابجا شوند .. یک حس زیبا که هنوز دارمش و این که او همیشه قهرمان بی جایگزین دلارام هست .. خواهد بود .. خواهد ماند !
دوستت دارم پدر ....بیشتر از همیشه و هر وقت...


پانوشت :
تا به کجا کشد مرا مستی بی امانِ من ...


همینجوری ها :
دیشب به خوابم بودی ... دلیل بیقراری ام را پرسیدی ! باشد قبول .
کوشش دارم کمتر از تو بگویم تا بی تاب ِ بی قراری هایم نباشی ..
آسوده بخواب نازنیم .


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1397/02/1 توسط دل آرام

امروزم مث چند روز گذشته چشمم به این در خشک شد ...

منتظرت بودم  تا از در بیای تو و بدون هیچ حرفی بیام توی بغلت وسرم و بذارم روی سینت و بلند بلند گریه کنم ... صورت خیسم و بگیری توی دستات  ... یه نگاهی توی چشمای پر از گلایم بندازی و دوباره سرم و بذاری روی سینت ... سرت و بیاری کنار گوشم و آروم بگی: جانم ... عزیزکم ... چرا اینقدر بی تابی ... من همیشه با تو هستم ... این چند روز منتظر بودم تا بیای و بشینی کنارم ... برات یه چای توی همون استکان های کمر باریکی که دوست داری بریزم و تا دم اذون برات درد دل کنم ... گلایه کنم ... دعوا کنم ... داد بزنم و تو گوش کنی ... متهمت کنم به سکوت ، به بی عدالتی ، و تو فقط گوش کنی ...  فریاد بزنم : تقصیر تو که نیست ... دیگر نیستی که بفهمی ... تو اصلا می دونی چشم انتظاری پدر برای دخترش یعنی چی ... نه ... به کتابت قسم که نمی دونی ... و تو باز هم فقط گوش کنی ... نمی دونم بزرگواریت و خشم نداشته و مهربونیت و پیش کی بردی و جا گذاشتی که این روزها حتی حوصله ی من رو هم نداری ...

تو بگو  بغضم ... اشکم ... گلایم و پیش کی ببرم یا رفیق من لا رفیق له ؟


پی نوشت :

 چرا من هنوز منتظرم ...


پی نوشت:

دلم - شب ، سکوت ، کویر -  آوای شجریان می خواهد ... آخ که واژه ها چه سخت از دستم میچکد ، این روزها ...


ته نوشت: - نقل قول -

حتی اگر خلاصه شود چارسوی دشت در پنجه‌های شیر، ....  آهوی من! نمیر ...



ارسال نظر امکان پذیر نیست..



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1397/02/1 توسط دل آرام
من مدت هاست که عادت کرده ام دیگر در این ملک، از شنیدنوقوع هیچ اتفاقی تعجب نکنم! 
از کتاب "نون نوشتن" / محمود دولت آبادی

پی نوشت:
 اندر احوالات خبرهای این روزها

****
از اسید سوز کردن دختر زیبای تبریزی بگیر تا سرقت مسلحانه و حکم اعدامش
از مزایده گذاشتن جگر گوشه تا فروختن قرنیه چشم و...و...و
میدانیم شما نیز چون من همه را میخوانید و دنبال میکنید ....



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1397/01/28 توسط دل آرام
می خواه و گل افشان کن - از دهر چه میجویی

این گفت سحر گه گل ، بلبل تو چه می گویی ؟




گوش بده !! آوای بهشت است این ..... دانلود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/01/24 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:126)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک