دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
http://s9.picofile.com/file/8349029950/IMG_20170331_0015561_.jpg

از تمامی دوستان و عزیزانی که سفارشاتی دارده اند در زمینه های  گوناگون و حیطه فعالیت هایی که بدانها مشغولم  ..
بی اندازه ممنونم که صبورند
که به استاد گفتم من زمانی بیشتر از بیست و چهار ساعت لازم دارم برای کارهایم..
جایی که مردم ساعت دوازده شب میخوابند و شش صبح روز دیگر آغاز میکنند من شش صبح خوابیده و دوازده ظهر بر میخیزم...


پی نوشت :
مخلص کلام از دوستان بسیار عزیزم که صبورانه مهربانند بی اندازه ممنومم ...
و سفارش یک دوست ... البته البته ... و
البته باید که کوره رود، پخته شود بلکه  که پسندیده شود ..
(لعاب خام مثل حرف نسنجیده است زیاد دلچسب نیست پخته که میشود چشم نواز که سهل است دلنواز است و مفرح )

_ مینا کاری سفال -
 در اتیه نزدیک کارهای بعد از پخت را هم خواهم گذاشت ..



http://s8.picofile.com/file/8349029976/IMG_20190115_200416_.jpg




ادامه مطلب

طبقه بندی: ترنج واره، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1397/10/25 توسط دل آرام
و اما تلفیق چوب و اپوکسی ...
کاری که بسیار دوست داشتم انجامش بدم...
و چقدر زیباست برای کاری که علاقمند هستی انرزی داشته باشی حس رضایتمندی به دنبال داره ...
و اینگونه شد که میز قهوه خوری ام آماده گردید ...
لاکن برای صندلی ایده ای عالی به ذهن دارم... در آینده ای نه چندان دور رونمایی خواهد شد ..


جا داره از استاد گرانقدری که نکات لازم رو برایم توضیح داد قدر دانی کنم ..


1-
جناب مدیر سایت متاسفم برای مدیریت شما که بعد از ارسال چندین نامه جهت رفع ایراد تصویر گذاری در میهن بلاگ هنوز اقدامی نکردین..
اقلا از سابقه طولانی من کاربر کمی شرم میکردین اقا ...


 2-
همسایه گرانقدر و عزیز .. فرمایشات و سفارشات رو خوندم به روی دو دیده ... فقط جهت تنظیم الگو های اولیه کمی زمان نیاز دارم...
برای انجام کاری که که تا اینجا انجامش نداده ام باید که اندازه های اولیه را ماکت سازی کنم تا خدای نکرده شرمنده حضور نباشم..
ممنونم از صبوری همیشگی شما ...



http://s9.picofile.com/file/8348626342/IMG_20190110_163628_973_40.jpg





http://s8.picofile.com/file/8348626184/IMG_20190110_153715_77840_.jpg




http://s8.picofile.com/file/8348546850/IMG_20190110_153740_832.jpg



ادامه مطلب

طبقه بندی: ترنج واره، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/10/21 توسط دل آرام

اینک منم انسان در برابر یک دروغ بزرگ به نام رستگاری!
اینک منم انسان با انبانی پر از سرهای بریده و زبان های قطع شده!
بگو ! پنجه های خونینم راکجا پنهان کنم…؟درطول تاریخ یا درعرض آن؟



پی نوشت :
میتوانم از تمامی انسان ها عذر خواهی کنم که بی شک انسان بودن با آدم بودن تفاوتی فاحش و چشمگیر دارد
همه ما آدمیزاد هستیم و از آدمی دیگر متولد گشته ایم که قطعا اگر راه درست و سخت و طاقت فرسا را انتخاب کرده باشیم از درونمان متولد میشود انسان که
مبرا از هر گناه هم نباشد آلوده به این همه کژِ نخواهد بود ...


و پتک یک فلسفه از شاعر فیلسوف !
همین نوشتار کوچک اعلام جنگی ست بزرگ ! میدانی ؟در باب به صدا در آمدن بت ها ، آنچه این بار به صدا در می آید نه بت های زمانه که بت های جاودانه اند !!!!
چنان پتک را با ایشان آشنا ساخته ای گویی مضراب به انگشت را 
بت هایی که کهن تر و ایمان آورنده تر و آماسیده تر از آنها بتی نیست و البته پوک تر !!!

ته نوشت :
بهمن ماه هم که نزدیک است ... نه فلکر نکن بی ربط بود ! مطلقا ...



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1397/10/17 توسط دل آرام
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 1397/10/14 توسط دل آرام
دژم بود افکار دوشین و کج رفتاری مینمود خیال اندرونی مهوش گون ...

لیک لختی به خویش مشغول و سیر ایام دور بهتر میکند احوالات ملوکانه را که گویی به چشم مصور است لیک شکر مکارم و نشر محامد ذات سامی ترنج است به گونه های دلارامی .
قصد اقامه در ترصد مکاتیب همایونی روشنمان میدارد که به وقت سعد در رویا میبینمش که حال دلمان خوش نکو میگردد...



الحاقیه :
حجت به نبشتن نبود لذا فرعونی را به رخ تاجوار دلارام نسبت دادنی گفتیم تف به ذات ناگوار شما که از این همه خوبی گذشتید و چسبیده اید به دو خصلت تند و آمیخته در اوج طلبی این نامور .. بدا به حال دلتان که خوشی را ندیده تلخی چشیده اید ...



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1397/10/6 توسط دل آرام
از بچگی عادت داشتم بیان احساسات ساده .. خواسته هاس دم دست ... و حتی گفتگو های عامیانه ام گاهی رنگ بنفش داشته اند
خیلی ها گفتند پیچیده ... عده ای قلمبه سلمبه یاد کردند و معدود افرادی هم ربط دادند به تونل های پیچ در پیچ و گنگ و مبهم ذهنم..

لذا در واگویه نویسی هایم راحت بودم که هر آنچه عبور میکند میشود کلمه که مینشیند درجایگاه تعریف شده خاص خودش
بخصوص با حضور همیشه پر پدرم که واژه ها اسیرش بودند که رامش میشدند و پاسخ تمام پرسش های پی در پی من بودند

لذا این بار بسیار ساده مینویسم .. روان و سلیس

وقتی قسمتی از جسم ات زخم بر میدارد مرور زمان باعث التیامش میشود اما این امر در مورد روح کمی متفاوت بروز میکند ...

داشتم در بین فایل هایم دنبال تصویری میگشتم که ناگاه برخوردم به فایلی که رویش نوشته شده خاطرات نهان

لعنت به روح اشفته زمان که دیدن  آخرین تصویر پدرم   در این فایل و آخرین و آخرین و آخرین تصویری  که درآخرین حمام وقتی که تن پوشی سفید بر تن کرده

روی سنگی سیاه دراز کشیده با همان لبخندی که همیشه دااشت تا ناکجا اباد اندوه پرتم میکند ...

به قعر یک سیاهی بی انتها ...
به انتهای یک


** باید کمی بهتر شوم برای ادامه ..


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1397/10/6 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:134)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک