دل نوشته های دل‌ آرام

تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!

RSS

قطعه !

تعداد بازدید:

این شهر... شهر قصه های مادر بزرگ نیست .. که زیبا و آرام باشد

آسمانش را هرگز آبی ندیده ام... من از اینجا خواهم رفت و فرقی هم نمی کند

که فانوسی داشته باشم یا نه ... کسی که می گریزد از گم شدن نمی ترسد.



" رسول یونان "



http://tehrankids.com/uploads/posts/2013-05/1368945738_.jpg



ارسال شده توسط دل آرام در دوشنبه 1393/06/24 | نظرات ()

 

آنکه بار سفر بست ..

تعداد بازدید:

توفیر داره بی قراری این نوبه ما .. سی و یک سال پیش بند نافمون رو همینجا به بی کسی بریدن

این نوبه بند دلمون رو! یه سری حرفها از تو دلم یهویی میپره زیر گلوم .میشه خون دل،میخورمش

تا فصل انار برسه .سگ مصب میمونه وا نمیشه این دل صاب مرده .امون یه چیزی از سیاهی چشا

سر میخوره تو چال گونه و میوفته تو نعلبکی استکان کمر باریک ِ شاه عباسی ..

خاتون جان که نور به قبرش بباره هی میگفت بنت العنب! منتظر پا بمونی تا ابد وا میمونی ها..!

 آخ که خدا بیامرز نن جون عمرش به دنیا نبود ببینه که پا به دل عشق دادیم و عمریه وا موندیم !

حالا دندون رو جیگر بذار بعد عمری میبینی نه دندونی مونده و نه جیگری

 چه دردی مستوره تو این دیشلمه تازه دم که همینوجوری هورتی بدم تو حلق که همه حرفها رو

بشوره ببره آبرو داری کنه . که هی نخوان راز دلمو بر ملا کنن ...

آخه تصدق اون چشای نگرانت که سر سجاده ات هی زار میزنی و میگی نرو ! هی میگی بمون

اونی  که بار سفرشو ببنده  میره هر چند که اندکی حریم دل نشینی کنه ..



پاورقی :


به رفتن تو سفر نه ، فرار میگویند                به این طریقه بازی قمار میگویند


مختصر نویس :

اهل گردم ، دل دیوانه اگر بگذارد !








ارسال شده توسط دل آرام در یکشنبه 1393/06/16 | نظرات ()

 

دگر هیچ ...

تعداد بازدید:



بیار باده که دیر است ....




ارسال شده توسط دل آرام در پنجشنبه 1393/06/13 | نظرات ()

 

درباره وبلاگ

عاشقانه هایم و صمیمانه تـرین نوشتـه هـایم آنهایی هست کــه بـرای هیچکس مینویسم و سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی آن را ایجاب نمی کندو اینها همان حرف هایی است که هر کسی برای نــگفتن دارد.حرفــهایی که پاره های بودن آدمی اند...اینـان هماره درجستجوی مخاطب خویشند،اگر یافتند، یافته می شوند.نوشته هایم همانانی هستند که گاه به لبخند وامیدارند و گاه به اشک.. ضرباهنگ کلماتی و واژه هایی که میلغزندو میرقصند از قلب تا قلم!
___________________________
اینجا کلبه افکار زنی است آرام و ملایم و صبور،با تلخی ها مانوس است و تنهایی را میشناسد. دغدغه ی نوشتن قلمش را میخراشد ، اما نوشتنِ دغدغه ها روحش را.
سه تاری دارم محزون ولی وفادار چونان دل خویش و زغالی به رنگ سیاهی چشمان دلبر برای تابلوهای سیاه قلمم.. و گاه اگر حوصله ای باشد و مجالی هر از گاهی معرق هم کار میکنم هرچند جبر زمان وقفه ای ایجاد کرد برای هنر آموزی ولی موسیقی و هنر به ذات تنها رفیقِ شفیق من در روزهای سخت تنهایی بودند.
اینجا هم فقط طالب آرامش و سکونم از نوع خالص گاه ورای موسیقی و هنر باید نوشت وگرنه کلمات میمانند و میگریزند از ذهن تب آلود..


پروفایل مدیر وبلاگ

آمار وبلاگ

بازدید کل :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

دل آرام (375)

امکانات