دل نوشته های دل‌ آرام
 
تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!
در این لحظه از زمان ، ذهنم چونان کهنه لباسی وصله دار که روی بند به ضربه های
بیرحمانه بادی سرد و خشن مشوش  است شبیه است .
و ذهنم لبالب از احساسات بیان نشده و حرفهای ترسیم نگشته ! و می اندیشم به
رخدادی که به جای بازگو کردنشان در حیطه کلمه و جمله  باید در ابعاد چسب زخم
توصیف شوند.  و من در همین لحظه !! آری درست در همین لحظه بُعد وسیعی از
زندگی خویش را بررسی میکنم که نه شکلی دارند و نه معنایی گرفته اند !



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1395/05/7 توسط دل آرام
وقتی که تصمیم میگیری یک عصر دلگیر جمعه را مفرح و خوب بگذرونی ، نتیجه اش میشود دوختنِ

یک جفت پاپوش و یکی دوتا قلب جیگیلی میگیلی ...


http://s1.picofile.com/file/8260808976/IMG_20160722_225231.JPG


http://s2.picofile.com/file/8260809026/DSC_0265.JPG



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1395/05/2 توسط دل آرام
ناله و درد دل را نمی پسندم. اخیرا هم به گونه ای شده ام که ابدا نمی پسندم.
اما دریافته ام اندوه ناشی از درد درون سیال است و انتقال می یابد ... فرو میریزد در درون و گاه می تراود از صندوقچه دل ! عین درد را هم که نگویی باز هم نشت می کند با حضور روانش ! در نوشته هایت ، لحن کلامت ، تکانه های سخت حضورت ، در کمانه های کارهای دستت و.. و...و ...
که این بخش اندوه در محیط کنترل و دسترست نیست .. هماره به سمت کاستی هستیم ! بهش فکر کرده ای ؟

***
گاهی کلام آدمی سخت و پیچیده می شود از رسوب انبوه درد

            

پی نوشت :

دوراهی ... استیصال ... کلافگی ... و رسوب خیلی چیزها که سخت سنگین میشود در بستر روحت !





ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1395/04/29 توسط دل آرام

چرا در تسخیر واژگان هستیم . همیشه در خلوت به خود گفته ام که باید به بند بکشم این

دانه دانه های کلمات را اما گاه در موقعیتی قرار میگیرم که ناگزیر از بیان یک سری مقولات

هستم و بعد هم نادم از ابرازشان . که من می مانم و دنیایی از سرزنش تنهایی ...

باید که سکوت را ترسیم کنم و سکوت را ترجمه که هر که مرا خواند زبان سکوت را در یابد

که به قول شاملوی بزرگ چهار حرفی خود لبرزی ناگفته هاست . که خود غریو رسای یک آتشِ

درون است در وانفسای انزوا !


گفته ها اگر هرز روند و بی قواعد در قاعده نوشتارشان ترسیم گردند اسباب پریش روحی

میشوند.لذا آدمی ناگزیر از بی کلامی ست که میل شدید به سخن گفتن از بدو تولد تا دم

مرگ همره آدمی ست که وا میدارت در نهایت بی اعتمادی به دیگران خود را مجاب به

همکلامی کنی که هر آنچه خواهد ماند صرفا تو را از خویشتن مرموزت رها خواهد ساخت .



****


+: سکوت شکستنی ست و هر آنچه شکستنی را باید روزی چند بار شکست


-: نه ! سكوت، هنر‌ نگفتن است آنجا كه زبان می‌تواند برای گفتن رازش در كام بچرخد...




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ شنبه 1395/04/26 توسط دل آرام
(تعداد کل صفحات:152)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ برای دل آرام محفوظ است | طراحی: پیچک نت -دل آرام : کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک