دل نوشته های دل‌ آرام

تو را از تو ربوده اند، و این تنهایی ژرف است...!

RSS

خنیای دلدادگی

تعداد بازدید:

موضوع تاپی هست که در مخیله ام میچرخه.موضوعی که نه درگیرآنم و نه در گریز آن اما در کالبد

چرایی اش به تکاپو و تجسسم چرا که در محیط پیرامون وقایع مرتبط رو بسیــار مشاهده میکنم ..

امروزکتابی مطالعه میکردم ،مطالبی پراکنده اما در خور..!به جمله ای برخوردم که لحظه ای تونست

من رو به مکاشفه اجمالی دعوت کرده و استارتی رو در مورد موضوع مورد بحث سطوح ذهنم بزنه..

مارگوت بیکل ، شاعر آلمانی که بسیاری از نوشته هایش توسط احمد شاملو ترجمه و تدوین شده

در این گزین گوی هاچنین نوشته  :

پنجه در افکنده ایم به دستهایمان بجای رهای شدن ،سنگین بردوش میکشیم باردیگران را به جای

همراهی کردنشان .عشق نیازمند رهایی است نه تصاحب.دراین راه ایثار باید ، نه انجام وظیفه ..

خب اگر بخواهم بسط بدم این جمله را باید عرض کنم - تو مال منی - از مرسوم ترین جملات

عاشقانه ای هست که بار ارزشی ثقیلی هم دارد!! عجبا که آدمها عاشق میشوند و تمامی تلاش

و ترفندشان را به کارمیبرندتا مورد نظر را ازآن خود کنند و سپس فاتحانه به خود ببالندکه نامبروانِ

این به ظاهر رقابت میدان بوده اند ! که چه بسا در این نفرت تراشی و ستیز بادشمنان فرضی اولین

ضربه وارده معطوف این دیکتاتور سینه چاک خواهد بود..محدوده حریم خصوصی افرادرا ناخودآگاه

تنگتر و تنگتر میسازیم چون بیم ان میرود که مبادا به چنگ آورده را دوباره ازدست دهیم.به نوعی

صلب اختیارات کرده و رفته رفته پی میبریم فی الواقع عاشق آن تصویری شده ایم که ساخته ذهن

خودمان است و شخصیت واقعی فردموردنظر پس زده شده .و به جد تلاش میکنیم که شخصیتش

را تغییر دهیم.گویی تیشه به دست مبادرت به تراش دادن زوایدی از خصوصیات باطنی و اجتماعی

وی میپردازیم که مزاجمان را می آزارد و یا باب میلمان نیست .اما به راستی نمیدانیم این ضربه ها

درد دارد و به هر ضربه ای طرف مقابل را مجروح و زخمی میسازیم و صد البت آزرده خاطر.. بی آنکه

خود نیز متوجه موضوع باشیم سعی کرده ایم شالوده ی باطنی اش را طبق خواسته های خویش

دستکاری کنیم و او را از خودش بگیریم !


توصیه :

آنکس که قصد دارد برود در هر صورت خواهد رفت و هرچه بیشتر بر جبرخواسته خویش ،استقامت

ورزیم رفتن اش را تسریع نموده ایم و این اصل را باید سرلوحه قرار داد که برای نگه داشتن،بایدرها

کرد و نباید عاشق بر معشوقی شد که ساخته و پرداخته ذهنمان است ...


 
پ.نوشت1 :

آدمها سند ناپذیرند .. روح سرکش انسانها قابل مهار کردن و به زنجیر کشیده شدن نیست..!

 

 پ.نوشت2 : 

برخی مطالب و برخی موضوعات یهویی و بی هوا ، بی ملاحظه ی زمان و مکان به ذهنم راه پیدا

میکنند.. بی مخاطب و عاری از حس حقیقتی که زهر کلام را در نهان خویش پنهان ساخته ..

 

*

سعاد الصباح مینویسد:

عشق کودتایی ست در کیمیای تن

و شورشی ست شجاع بر نظم اشیاء

و شوق تو ،عادت خطرناکی ست

که نمی دانم چگونه از دست آن نجات پیدا کنم  


                عکس های متحرک طبیعت

ارسال شده توسط دل آرام در جمعه 1393/01/22 | نظرات ()

 

سایه ها ..

تعداد بازدید:

اندیشه هایی که به عدم میرسند ودر این میانه چیزی واقعی تر از هیچ نیست..

ما رسیده ایم . اما نه به تن ..! و نه به اندیشه ..! بلکه به تکرار و.. به تکرار و .. به تکرار..!

و اینجاست مرکز ثقل تبلورخرد در آستانه رکود فهم..که خویشتن خویش را جشن میگیرد ..


الصاق به مضمون:


باور دارم که مرده ها آنگونه که فکر میکنیم نمرده اند و زنده ها هم آنطور که شایسته است زندگی

نمیکنند.وقتی که زندگی خودِ درد است و نمیتوان خواند واج در واج جبری را که در آن خفه شده ایم


شرح و بیان :

این روزها بیشتر شبیه نویسنده ای شده ام که گاه در ورای نگاشته های خویش گم میشود..

دلم میخواهد بگویم هر آنچه را که آزارم میدهد... هر آنچه شادم میسازد . هر آنچه در تعلیق روحی

باز میستاندم.. اما این منم در دل این شب بهار که همه سردی دی دارد و اصلا خبری نیست در آن

زآمدن رحمتِ یزدان و یکی قطره باران..لیک مانده ام و وقتی به ندای درون گوش میدهم که نهیب

میزند و میگوید دل آراما ...  زنهار..!

برخی حرفها ارزش گفتن ندارد...و برخی دیگر هم گفته شوند،خرد و پلشت، قمصور میشوند..

 و من دل آرام پس میزنمش که هی هی در گوش من ندای دلدادگی مخوان .. دیر است .. دیر!



پ.نوشت :

یادت هست برایت خوندم در کوچه باد می آید و این اول ویرانیست

گوشهایت را گرفتی .. ! حالا چشمانت را ببند..
تا ویرانی را به نظاره ننشینی ...


[تصویر:  Losboat.jpg]


                    

ارسال شده توسط دل آرام در چهارشنبه 1393/01/20 | نظرات ()

 

مثل شب ، مثل شراب

تعداد بازدید:

بـاری ،بـه هزاران جد و جهد کهنه سالی را بـه سال نو تحویل میدهیم فی الحـال و بی درنـگ به

امید آغازی دوباره و نکوتر ..در این نوزایی اندرونی و بیرونی بماند برخی ملاقات و بازدیدها،گفتنش

صد من کاغذ میطلبد و آفرین نامه ابوشکور بلخی در مقابل ، تک بیتی ناتمام را متشبه میگردد ..

که در چنین مواضع وض ، خودسانسوری قلم زیبا صنعتی ست به کمال..!

در این سنه ی نو هوای آفتابیِ وسوسه انگیز بهاری حقیر را راغب به بستن بار بندیل سفری

پر شگون نمود.. لذا از خاطرم محو بود این سوزه گویی شاعر زیبا سخن که چه سان بیداد میکند

در تک بیتی نغز : بدبخت اگر مسجد از آیینه بسازد     یا سقف فرور ریزد یا قبله کج آید

کوله به پشت و ام پی تری بر گوش و کیف پول و موبایل بر کف از دولت منزل  پای بیرون نذاشته ..

هوای آفتابی و جان نواز بهاری چنان رخ بر تافت و فتنه بر رخسار طبیعت انداخت گویی از منزلت

و کرامت سالها به دور بوده و پنجه در افکنده به رهایی و آسودگی چند روزه ام گویی که بادِ درکمین

چمبره زنان منتظر خروج من بوده ! اعتنا به گردو خاک و غبار برخاسته به هوا نکرده کوتاه نیامده به

لبخندی موذیانه خداوندگار بادها را دعوت به آرامش کرده نارسیس وار ته دل گفتم هی دل آراما ..!

چه دلکشانه باد صبا را قرار از کف ربوده ای به رفتن! از شهر برون مشو که قرار از برقراران نیز برود!!

همچنان در آرامش و طیف خاطر  زمزمه بر دل سوار بر ماشین " ای صبا نکهتی ازخاک ره یار بیار

که شعر اکمل به کلام نشده در ته دل ،طعنه به جمله بند زدم که کدام نکهت آخر دخدر ؟ این به

طوفان شن صحرای عرب بیشتر شبیه است تا باد صبا..!  الغرض چند متری حرکت نکرده ، آسمان

از این انبساط ساکن و حظّ باطن و طیف خیال غرشی مهیب آغازید و به یک باره سوراخ شد ...

مبهوت و حیران گفتم  آخرخداوندا .. دورت بگردم باریدن باران هم رسم و ادبی دارد ...! باران بهار

شنیده ایم.. لیک این سونامی ابر است در دل طبیعت ! این چنین بارش نه دیده ایم و نه حتی در

شاهنامه خوانده ایم .. التفات ننموده همچنان با دلی آرام و قلبی مطمئن  به راه ادامه دادم . که

که بزرگان نیز فرموده اندقدم بردار در ماندن میپوسی و این حرفها !! - سخن کوتاه کنم ..!

خلاصه رسیدیم به گوشه ای از زیبایی های وطن یکی از هزاران زیبایی های دیگر و تا رسیدیم به

دیار خوبان سرما که چه عرض کنم زمهریری شروع شد و برفی باریدن گرفت و این بار نه ازحظ وافر

خبر بود و نه انبساط باطن .. برچیدن گوشه ی لب بود و زمزمه به شعر ..

در لحاف فلک افتاده شکاف .. پنبه میبارد از این کهنه لحاف.. !

بار الهی مانده ام ،کدام اُم اُلبه خطایی خبط نموده و به نام من قطیفه نم دار به مومنات الحق داده

که چنین آستین به ترکه تعلیم مورد عنایت قرار داده ای .. ؟ اصلا سقف آسمانت را بیار بچسبان

به زمین لاکرداد و خلاص! ؟... پناه بر تو تا دیروز که آفتاب ات دل میسوزاند حالا سرمایت جگر کباب

 میکند.. !  آخر این از رسم بنده نوازی به دور است ..

القصه منی که مستاصل از دید و بازدیدهای عیدانه چندی دست در دامن سفر انداختیم این شد

که امشبی که متکای فلک را شکاف در گرفته و پنبه افشان میکند جمادات و نباتات را و امکان اتراق

در هیچ لامکانی نیست یاران و همسفران اتفاق نظر داشتن خوشتر آن است که به توفیق اجبار

دیدن یکی از دوستان قدیم که از قضا دستی بر آتش شعر و قلم نیز دارد و قبایی از استعد های

شکوفا خرقه ای ست زر بفت بر تن شان بروند..گفتن ندارد که من طبق عادت معهود اهتمام تمام

نمودم و سر باز زدم از رفتن و چه مذبوحانه تلاشی که از مقامات بالا ندا به تحکم چنین ادا شد

که : بپوش !!

 آه خدای من ! رفتیم و دیدیم کفش برکفش انباشه درکسوت میهمانان نه به رسم ایشان که چون

دزدان دریایی کارائیبِ 5 در خانه بزرگوار سکنی داشتند و منی که از خسارات وارده این سونامی

اشراف داشتم ،زبان درکام مبل گوشه پذیرایی را مناسب تر دیده برای عزلت نشینی و تا اتمام

میزگرد اروپا محورِ حضرات و بحث خاوردور، به گردش چشم و سِسنور ها ما وقع را رصد نمودم..

به گمانم دختر کوچکتر منزل را حافظ منافع طاقچه و باغچه و در و پنجره بی زبان گماشته بودند

تا دفع بلا از کودکان همچون اسپایدر من میهمانان باشد.حمله ای بودبه غایت ناجوانمردانه ؛ چون

حمله اتمی هیروشیما ... و من دل آرام که به دلیل حرکات ناقض حقوق بشر این مجمع آدیس آبابا

به جد دچار عفونت روحی دل آشفته گشته و در خویشتن خویش اقبال مربوطه را مورد الفاظ

استادیومی قرار داده لیک تا رفع زحمت این قره العیونان گرام!! همچنان لبخند ژوکوند وار خویش را

محفوظ نمود ه و هر از چندی برای گوهر فشانی حضار و اشعار و جملات نغزی که در میان هم همه

کودکان که وسط اتاق به این سو ان سو از سر و کله صاحب خانه و تازه ورودان بالا میرفتند و قهقه

هر از گاه دگرمیهمانان جمع، ما نیز چون پیامبری بی اعجاز چندی کلمه به نخ میکشیدیم که

مبادا بگویند دخترک لال است طفل معصوم..!!

 

پ.نوشت :

به قول مرحوم  - آن طور نباشد که -  هوا چنین بد اخم شود و کج مداری کند .. ما از سفر و

خوشی دل بکنیم . و بد بگذرد .. خیر !

از روز دوم اوضاع بر وفق مراد چرخید و مانیز بهره از دل طبیعت بردیم ..

  

پا نوشت :

اما در پاسخ مِهر آن بزرگوار عزیزِ همراه که در پست قبل انتقاد فرموده اند دل آراما چندیست

مطالب ات از پیچیدگی خارج شده ،ساده مینویسی  و دوست نمیدارم .. عرض کنم ..

نازنینا ، نگارا ..بفرمایید به چه سازی میرقصید تا حقیر ضرباهنگ واژه در آن دستگاه کوک نمایم...

چون بنگرم که دیدگانم نوعروس بخت را ماند..!!

وقتی پست مدرن آمیخته در فلسفه ذهنی مینگارم دوستان معترض اند که زنگوله ، منگوله به روح

واژه بسته ای . به آب لغت نامه نیز واژگان هضم نمیشوند در ذهن..

ساده نگاری هم منتقدان خود دارد .. الغرض که یاران اینجا دلنوشته است و من مومنی بی کیش..

گنگی خوابدیده ام که مزامیر دل  را در کلمه نهان میسازم..

 


                  


پا نوشت( الحاقیه تصویر )  : بهار این شوخیا رو هم داره .. بعله

ارسال شده توسط دل آرام در جمعه 1393/01/15 | نظرات ()

 

درباره وبلاگ

عاشقانه هایم و صمیمانه تـرین نوشتـه هـایم آنهایی هست کــه بـرای هیچکس مینویسم و سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی آن را ایجاب نمی کندو اینها همان حرف هایی است که هر کسی برای نــگفتن دارد.حرفــهایی که پاره های بودن آدمی اند...اینـان هماره درجستجوی مخاطب خویشند،اگر یافتند، یافته می شوند.نوشته هایم همانانی هستند که گاه به لبخند وامیدارند و گاه به اشک.. ضرباهنگ کلماتی و واژه هایی که میلغزندو میرقصند از قلب تا قلم!
___________________________
اینجا کلبه افکار زنی است آرام و ملایم و صبور،با تلخی ها مانوس است و تنهایی را میشناسد. دغدغه ی نوشتن قلمش را میخراشد ، اما نوشتنِ دغدغه ها روحش را.
سه تاری دارم محزون ولی وفادار چونان دل خویش و زغالی به رنگ سیاهی چشمان دلبر برای تابلوهای سیاه قلمم.. و گاه اگر حوصله ای باشد و مجالی هر از گاهی معرق هم کار میکنم هرچند جبر زمان وقفه ای ایجاد کرد برای هنر آموزی ولی موسیقی و هنر به ذات تنها رفیقِ شفیق من در روزهای سخت تنهایی بودند.
اینجا هم فقط طالب آرامش و سکونم از نوع خالص گاه ورای موسیقی و هنر باید نوشت وگرنه کلمات میمانند و میگریزند از ذهن تب آلود..


پروفایل مدیر وبلاگ

آمار وبلاگ

بازدید کل :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

دل آرام (333)

امکانات